برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1613 100 1
شبکه مترجمین ایران

cosmetic

/kazˈmetɪk/ /kɒzˈmetɪk/

معنی: وسیله ارایش، فن ارایش و تزئین
معانی دیگر: آرایشی، زیباساز، بزکی، اسباب توالت، ابزار آرایش، اسباب بزک، (جمع) لوازم آرایشی، عیب زدا، لکه زدا، وابسته به لوازم آرایش، وابسته به بزک

بررسی کلمه cosmetic

اسم ( noun )
• : تعریف: any preparation, such as lipstick, made to be applied externally to the body to increase attractiveness.
مشابه: paint

- Many cosmetics are claimed to make wrinkles disappear.
[ترجمه Diana] بسیاری از لوازم ارایشی ادا می کنند که چین و چروک هارا ناپدید می کنند.
|
[ترجمه مهدی] بسیاری از لوازم آرایشی ادعا دارند که چین و چروک‌ها را ناپدید می‌کنند
|
[ترجمه ترگمان] بسیاری از لوازم آرایشی بسیاری ادعا می‌شود که چین و چروک را از بین می‌برند
[ترجمه گوگل] بسیاری از لوازم آرایشی ادعا می شود که چین و چروک ها ناپدید می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
مشتقات: cosmetically (adv.)
(1) تعریف: designed to increase attractiveness or correct physical blemishes.

- A cosmetic lotion may alleviate the itching.
...

واژه cosmetic در جمله های نمونه

1. cosmetic surgery
جراحی زیبایی (پلاستیک)

2. The health service can't provide cosmetic surgery.
[ترجمه ترگمان]خدمات بهداشتی نمی‌توانند جراحی زیبایی انجام دهند
[ترجمه گوگل]سرویس بهداشتی نمی تواند جراحی زیبایی انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Melanie plunked her cosmetic case down on a chair.
[ترجمه ترگمان]ملانی جعبه لوازم آرایش را روی یک صندلی گذاشت
[ترجمه گوگل]Melanie مورد لوازم آرایشی خود را بر روی یک صندلی قرار داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We're making a few cosmetic changes to the house before we sell it.
[ترجمه ترگمان]قبل از انکه آن را بفروشیم، تغییراتی در خانه ایجاد می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما قبل از فروش آن چند تغییرات زیبایی در خانه انجام می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. By now she'd had so much cosmetic surgery that she looked quite grotesque.
[ترجمه ترگمان]با این حال چنان عمل جراحی زیبایی کرده بود که او کاملا ...

مترادف cosmetic

وسیله ارایش (اسم)
cosmetic
فن ارایش و تزئین (اسم)
cosmetic

معنی cosmetic در دیکشنری تخصصی

cosmetic
[بهداشت] آرایشی - آرایه
[نساجی] آرایشی
[پلیمر] آرایشی

معنی کلمه cosmetic به انگلیسی

cosmetic
• beautifying, improving; pertaining to cosmetics
• agent used to beautify the face and body (as in creams, lipstick, etc.)
• cosmetics are substances such as lipstick or face powder.
• cosmetic measures or changes improve the appearance of something without changing its basic character or without solving a basic problem.
cosmetic change
• altering or fixing one's facial appearance so as to beautify
cosmetic soap
• specialized bodily cleaning agent used mainly on the face to remove make-up
cosmetic surgery
• plastic surgery, surgery dealing with the repair of deformed or destroyed parts of the body or the refinement of existing body features (i.e. face lift)
• cosmetic surgery is surgery which is done to people in order to make them look more attractive.
cosmetic treatment
• treatment which is intended to improve one's appearance

cosmetic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کلانتریان
لوازم آرایش
حسام مقدری
سطحی (adj)
Diana
Relating to treatment intended to restore improve a person's appearance
کیمیا
کوسمتیک
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
ماده یا فرآورده آرایشی ، اصطلاحی مربوط به زیبایی.
مهناز فرجی
ظاهری (پروتز)
m.javid
جنبه زیبایی
مربوط به زیبایی
سعید
زیبایی شناختی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی cosmetic

کلمه : cosmetic
املای فارسی : کاسمتیک
اشتباه تایپی : زخسئثفهز
عکس cosmetic : در گوگل

آیا معنی cosmetic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )