برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

corrode

/kəˈroʊd/ /kəˈrəʊd/

معنی: سو زاندن، زنگ زدن، خوردن، پوسیدن
معانی دیگر: (فلزات و غیره را) خوردن، تحلیل بردن، (به خاطر زنگ زدگی یا اسید و غیره) از بین بردن یا رفتن، (فلزات) پوساندن، (مجازی - حسادت و دشمنی و غیره) از درون خوردن، به هم زدن، خراب کردن، خوردن اسیدوفلزات، زنگ زدن فلزات

بررسی کلمه corrode

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: corrodes, corroding, corroded
(1) تعریف: to cause to wear away by degrees, esp. by chemical action.
مترادف: eat
مشابه: bite, decay, deteriorate, eat through, erode, fret, gnaw, oxidize, rust

- Rust had corroded the exterior of the car.
[ترجمه ترگمان] (راست)هوای بیرون اتومبیل را زنگ‌زده بود
[ترجمه گوگل] زنگ در خارج از ماشین سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to damage or slowly destroy.
مترادف: eat up, rot
مشابه: consume, corrupt, damage, destroy, deteriorate, erode, fret, gnaw, ravage, ruin

- Jealousy corroded their relationship.
[ترجمه ترگمان] حسادت رابطه شون رو داغون کرده
[ترجمه گوگل] حسادت رابطه آنها را تضعیف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Pride is corroding his character.
[ترجمه ترگمان] غرور در خراب کردن شخصیتش است
[ترجمه گوگل] پری دریایی شخصیت اوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه corrode در جمله های نمونه

1. some acids corrode metals
برخی اسیدها فلزات را می‌خورند.

2. gold does not corrode easily
طلا به آسانی خورده نمی‌شود.

3. Higher levels of pollution have started to corrode pipes.
[ترجمه ترگمان]سطوح بالاتر آلودگی شروع به زنگ زدن لوله‌ها کرده‌است
[ترجمه گوگل]سطوح بالاتر آلودگی شروع به خوردن لوله ها می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Steel tends to corrode faster in a salty atmosphere, such as by the sea.
[ترجمه ترگمان]فولاد تمایل به خورده شدن سریع‌تر در یک جو نمکی مانند دریا دارد
[ترجمه گوگل]فولاد تمایل به خوردن سریع تر در یک فضای شور، مانند دریا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Certain chemicals will corrode if left on bare metal.
[ترجمه ترگمان]بعضی از مواد شیمیایی، اگه روی فلز لخت بمونن، تحت‌تاثیر قرار می گیره
[ترجمه گوگل]بعضی از مواد شیمیایی در صورتی که بر روی فلز برهنه باقی می مانند، corrode شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Acid cau ...

مترادف corrode

سو زاندن (فعل)
cinder , bite , burn , cauterize , corrode , cremate , scorch , inflame , incinerate , sear , stunt
زنگ زدن (فعل)
smut , ring , stain , corrode , rust , hang up , oxidize
خوردن (فعل)
fit , gnaw , feed , strike , hit , match , eat , grub , drink , corrode , hurtle , devour , erode , take a meal
پوسیدن (فعل)
decay , rot , putrefy , corrode , rust , molder , moulder

معنی کلمه corrode به انگلیسی

corrode
• eat away; rust, oxidize; be rusted, be oxidized; be eaten away
• when metal corrodes or when something corrodes it, it is gradually destroyed by rust or a chemical.

corrode را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ندا
ضعیف کردن تدریجی ـــ از بین بردن تدریجی
مصطفا
اکسید شدن
میثم علیزاده
● زنگ زدن، اکسید شدن
● تحلیل رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی corrode
کلمه : corrode
املای فارسی : کررد
اشتباه تایپی : زخققخیث
عکس corrode : در گوگل

آیا معنی corrode مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )