برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1435 100 1

cornered

/ˈkɔːrnərd/ /ˈkɔːnəd/

دارای (چند) گوش، گوش، - طرفه، - گوش، گوشه دار,درتنگناافتاده

بررسی کلمه cornered

صفت ( adjective )
(1) تعریف: with corners.

- a three-cornered hat
[ترجمه ترگمان] یه کلاه سه نفره
[ترجمه گوگل] کلاه سه گوشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in an awkward, embarrassing, or dangerous position from which escape is difficult.

واژه cornered در جمله های نمونه

1. a cornered animal is dangerous
حیوان گیر افتاده خطرناک است.

2. the japanese have cornered a third of the road-construction contracts
ژاپنی‌ها یک سوم قراردادهای راهسازی را به چنگ آورده‌اند.

3. behold, when a cat is cornered / he will claw out the eyes of a tiger
نبینی که چون گربه عاجز شود / برآرد به چنگال چشم از پلنگ

4. the police chased the thief and cornered him in a house
پاسبان‌ها دزد را تعقیب و در خانه‌ای گیر انداختند.

5. he attacked the bigger boy with the desperation of a cornered cat
با بی‌پروایی گربه‌ای که در بن‌بست گیر کرده باشد به پسر بزرگتر از خودش حمله‌ور شد.

6. The Japanese electricals giants have cornered the market in TVs and videos.
[ترجمه ترگمان]غول‌های electricals ژاپنی بازار تلویزیون و ویدیو را به دام انداخته‌اند
[ترجمه گوگل]غول های برق ژاپنی در بازار تلویزیون ها و فیلم ها را در گوشه ای قرار داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Venomous snakes spit and hiss when they are cornered.
[ترجمه ترگمان]ماره‌ای سمی وقتی گیر می‌افتند هیس می‌کنند و هیس هیس می‌کنند
[ترجمه گوگل]مار زهر مارها وقتی به طرف گوش می اندازند و می خندند
[ترجمه شما] ...

معنی عبارات مرتبط با cornered به فارسی

مورب، اریب، تراگوش، تراگوشی، قیقاچ (cater-corner هم می گویند)
رجوع شود به: catty-corner) cater-cornered هم می گویند)
چارگوش
رجوع شود به: cater-cornered
سه گوشه

معنی cornered در دیکشنری تخصصی

cornered
[ریاضیات] زاویه دار، گوشه دار

معنی کلمه cornered به انگلیسی

cornered
• having corners, having a certain number or kind of corners (three-cornered, etc.); caught, trapped, unable to escape

cornered را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arydago
در تنگنا قرار دادن.کورنر فوتبال.گوشه.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cornered
کلمه : cornered
املای فارسی : کرنرد
اشتباه تایپی : زخقدثقثی
عکس cornered : در گوگل

آیا معنی cornered مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )