برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

coping

/ˈkoʊpɪŋ/ /ˈkəʊpɪŋ/

معنی: کتیبه، قرنیس دیوار
معانی دیگر: (معماری - سر دیوار که معمولا به شکل 8 ساخته می شود) هره، سردیوار، رخ بام

بررسی کلمه coping

اسم ( noun )
• : تعریف: the top layer of a masonry wall, often having a sloping surface so that water will run off.

واژه coping در جمله های نمونه

1. Coping with problems in our real life is the end, and reading is only one of the means to reach the end.
[ترجمه ترگمان]مقابله با مشکلات در زندگی واقعی ما پایان است و خواندن تنها یکی از راه‌های رسیدن به هدف است
[ترجمه گوگل]مقابله با مشکلات زندگی واقعی ما پایان است و خواندن تنها یکی از ابزارهایی است که برای رسیدن به آن پایان می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Coping with three babies is very hard work.
[ترجمه ترگمان]مقابله با سه نوزاد کار بسیار دشواری است
[ترجمه گوگل]مقابله با سه نوزاد بسیار کار سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This practical guidebook teaches you about relaxation, coping skills, and time management.
[ترجمه ترگمان]این کتاب راهنمای عملی در مورد آرامش، مهارت‌های مقابله و مدیریت زمان به شما آموزش می‌دهد
[ترجمه گوگل]این راهنمای عملی به شما در مورد آرامش، مهارت های مقابله و مدیریت زمان می آموزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Coping with severe drops in temperature can be very difficult.
[ترجمه ترگمان]مقابله با افت شدید دما می‌ت ...

مترادف coping

کتیبه (اسم)
coping , inscription , cornice , epigraph , frieze
قرنیس دیوار (اسم)
coping

معنی عبارات مرتبط با coping به فارسی

اره ی مویی، اره ی کمانی، اره مویی

معنی coping در دیکشنری تخصصی

coping
[عمران و معماری] سرسازی - درپوش - سرواره
[روانپزشکی] مدارا مردن، کنار آمدن، برخورد موفقیت آمیز.
[سینما] عدسی نسخه برداری
[عمران و معماری] هره آجری روی دیوار

معنی کلمه coping به انگلیسی

coping
• managing, holding one's own, struggling
• a coping is a layer of sloping or rounded bricks on the top of a wall.
coping strategy
• method of dealing with challenges or adversity
coping with stress
• dealing with pressure

coping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا عسکری
مقابله - مدارا
شهریار مرزبان
[مدیریت] وفق دادن
غیاثی فر
انطباقی
سازش جویانه
نازی
مقابله کردن
محدثه فرومدی
سازگاری
فاطمه
کنار آمدن (روانشناسی)
مسعود خواجه وندی
مقابله ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی coping

کلمه : coping
املای فارسی : کپینگ
اشتباه تایپی : زخحهدل
عکس coping : در گوگل

آیا معنی coping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )