برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
coop - up
شبکه مترجمین ایران

coop up

coop up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M.A
Put- keep
Angel
زندانی کردن، نگه داشتن،نگهداری(شخص یا حیوان) در فضایی کوچک بمدت طولانی
Farhood
E.g. maybe it's being cooped up in this room that's getting on my nerves
شاید موندن (طولانی مدت) ام تو این اتاقه که باعث شده رو اعصابم تاثیر بذاره
رسول قنبری
حبس در خانه
فرشته عاج
حبس شدن یا برای مدتی طولانی یک جا ماندن.
I hate being cooped up working inside when its a sunny day outside

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی coop up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )