برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1407 100 1

cooling

/ˈkuːlɪŋ/ /ˈkuːlɪŋ/

معنی: خنک سازی

واژه cooling در جمله های نمونه

1. to temper steel by heating and sudden cooling
سخت کردن پولاد با گرم کردن و ناگهان سرد نمودن

2. The heat had to be dissipated by elaborate cooling systems.
[ترجمه ترگمان]گرما باید با سیستم‌های خنک‌کننده دقیق پراکنده شود
[ترجمه گوگل]گرما باید توسط سیستم های خنک کننده دقیق تخلیه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Emergency cooling systems could fail and a reactor meltdown could occur.
[ترجمه ترگمان]سیستم‌های خنک‌کننده اضطراری ممکن است شکست بخورند و ذوب شدن یک رآکتور رخ دهد
[ترجمه گوگل]سیستم های خنک کننده اضطراری می توانند ناپدید شوند و یک ریزش مواجه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Invert the cake onto a cooling rack.
[ترجمه ترگمان]کیک را روی قفسه خنک سازی گذاشت
[ترجمه گوگل]کیک را بر روی یک قفسه خنک کننده متوقف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Large quantities of water are needed for cooling purpose.
[ترجمه ترگمان]مقادیر زیادی آب برای اهداف خنک ساز ...

مترادف cooling

خنک سازی (اسم)
cooling

معنی عبارات مرتبط با cooling به فارسی

ملایم شدن، خونسرد شدن بازرگانى : غضب را فرونشاندن
خنک سازی چیزی

معنی cooling در دیکشنری تخصصی

cooling
[برق و الکترونیک] سرد کنندگی
[زمین شناسی] سردشدن کاهش فعالیت مواد رادیواکتیو به وسیله زوال هسته ای.
[نساجی] سرد کردن - خنک سازی
[ریاضیات] تبرید، سردشدن
[آب و خاک] سرمایش، خنک سازی
[نساجی] اثر سرد کنندگی - عمل سرد کردن
[نفت] عامل خنک کننده
[سینما] شبکه خنک کننده حلقه ای
[ریاضیات] منحنی سردشدگی، منحنی سرد شدن، خم خنک سازی، منحنی تبرید
[نساجی] سرد کردن
[نفت] اثر خنک کننده
[سینما] صفحه خنک کننده
[نساجی] صفحات سرد کننده
[مهندسی گاز] حوضچه خنک کن ، حوضچه سردکن
[ریاضیات] مسأله ی تبرید
[نساجی] خنک ماندن توسط برداشت
[آب و خاک] سرمایش بی دررو
[نفت] خنک کردن ...

معنی کلمه cooling به انگلیسی

cooling
• chilling, refrigeration
cooling off period
• period of time that must pass between retirement from a public position to getting involved with certain private ventures; period of time where striking is not allowed after a quarrel has been declared; period of time that a person needs in order to calm down
• a cooling-off period is a set period of time during which two groups with opposing views try to resolve a dispute before taking any serious action.
cooling system
• system for reducing the effects of heat
cooling tower
• large tower through which hot water is moved around to reduce its temperature by partial evaporation (used in industries to cool hot water before reutilizing it as a cooling agent)
• a cooling tower is a very large container in which water is stored for use in the cooling processes of large factories or power stations, or as part of an air-conditioning system.
cooling water
• method of cooling whereby low temperature fluids are circulated around the object to be cooled
air cooling
• lowering the temperature of air
liquid cooling
• chilling with fluids, lowering temperature by the use of fluids

cooling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

قدرت پور
سرمایش
زهرا
خنک کننده
مهسا ب
سردسازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cooling
کلمه : cooling
املای فارسی : کولینگ
اشتباه تایپی : زخخمهدل
عکس cooling : در گوگل

آیا معنی cooling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )