برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1432 100 1

conveying

واژه conveying در جمله های نمونه

1. the limitations of language in conveying thought
محدودیت‌های زبان در رساندن اندیشه

2. Just how did they function in conveying meaning?
[ترجمه ترگمان]اما آن‌ها چگونه به منظور انتقال معنایی عمل کردند؟
[ترجمه گوگل]چطور آنها در انتقال معنا عمل می کنند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Partner Richardson died intestate, leaving no directions for conveying his estate and interests in the mines.
[ترجمه ترگمان]ریچاردسون شریک شد و هیچ دستوری برای انتقال دارایی و منافع خود در معادن باقی نگذاشت
[ترجمه گوگل]شریک ریچاردسون در اثر بی اعتباری جان خود را از دست داد، و هیچ دستورالعملی برای انتقال املاک و منافع خود در معادن را نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Put the side levers to O, conveying the message that you now want all the stitches to knit.
[ترجمه عطار] نشانگر را رویOبگذارید ،به این وسیله شما این پیام را منتقل می کنید(به ماشین) که حالا قصد دارید همه کوکها را گره بزنید|
...

معنی conveying در دیکشنری تخصصی

conveying
[عمران و معماری] جابجا کردن - حمل
[زمین شناسی] باربری بانوارنقاله کاربردنوارنقاله درقسمتهای مختلف معدن بسیارمتداول است.ازاین وسیله می توان برای باربری درتونل های افقی،تونلهای مورب،بیرون معدن،داخل کارخانه تغلیظ وسایرموارداستفاده کرد.ازاین وسایل تنهادرمواردی می توان استفاده کردکه تصویرافقی مسیرآن ،خط مستقیم باشد.
[ریاضیات] انتقال

معنی کلمه conveying به انگلیسی

conveying
• conveyance; transferring; conveyancing, act of transferring property rights from one person to another

conveying را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی conveying مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )