برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1360 100 1

contented

/kənˈtentəd/ /kənˈtentɪd/

قانع، راضی، خرسند، اقناع شده، سیر، خوشنود,قانع ,راضی

بررسی کلمه contented

صفت ( adjective )
مشتقات: contentedly (adv.), contentedness (n.)
• : تعریف: satisfied with existing conditions; content.
مترادف: content, satisfied
متضاد: discontented
مشابه: comfortable, happy, pleased

واژه contented در جمله های نمونه

1. a contented look
نگاه حاکی از اقناع

2. he seeks to keep his wife contented
او می‌کوشد زنش را راضی نگه دارد.

3. He may well be contented who need neither borrow nor flatter.
[ترجمه ترگمان]شاید راضی باشد که نه قرض بگیرد و نه چاپلوسی کند
[ترجمه گوگل]او ممکن است خوشحال باشد که نیازی به قرض گرفتن و یا نترسیدن ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A contented mind is perpetual feast.
[ترجمه ترگمان]یک فکر راضی یک جشن ابدی است
[ترجمه گوگل]یک ذهن محترمانه جشن دائمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A contented mind is the greatest blessing a man can enjoy in this world. Joseph Addison
[ترجمه ترگمان]ذهن راضی بزرگ‌ترین نعمتی است که انسان می‌تواند در این دنیا از آن لذت ببرد جوزف آدیسون
[ترجمه گوگل]ذهن متقاعد کننده بزرگترین برکتی است که انسان در این دنیا می تواند لذت ببرد جوزف Addison
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We wish that you will be c ...

معنی عبارات مرتبط با contented به فارسی

قانع، راضی، خود خشنود، از خودراضی

معنی کلمه contented به انگلیسی

contented
• satisfied, pleased
• if you are contented, you are happy and satisfied.

contented را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
● قانع
● محتوی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی contented
کلمه : contented
املای فارسی : کنتنتد
اشتباه تایپی : زخدفثدفثی
عکس contented : در گوگل

آیا معنی contented مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )