برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

contained

/kənˈteɪn/ /kənˈteɪn/

معنی: مشمول، محاط
معانی دیگر: (verb transitive) محتوی بودن، دارا بودن، دربرداشتن، شامل بودن، خودداری کردن، بازداشتن

واژه contained در جمله های نمونه

1. contained in his letter
مندرج در نامه‌ی او

2. the contained peace of that village
آرامش مطبوع آن دهکده

3. each envelope contained several enclosures
هر پاکت حاوی چندین ضمیمه بود.

4. each niche contained a statue
در هر تاقچه یک مجسمه قرار داشت.

5. his proposal contained two important points
پیشنهاد او حاوی دو نکته‌ی مهم بود.

6. his speech contained nothing but platitudes
نطق او حاوی چیزی جز تکرار مکررات نبود.

7. our roost contained ten beds
استراحتگاه ما دارای ده تخت‌خواب بود.

8. that article contained some underhanded libel
آن مقاله حاوی تهمت‌های ناجوانمردانه‌ای بود.

9. the box contained a pell-mell assortment of american novels
جعبه حاوی مجموعه‌ی درهم و برهمی از رمان‌های امریکایی بود.

10. the bullion contained in a silver dollar
مقدار نقره‌ی موجود در یک سکه‌ی یک دلاری

11. the document contained several erasures
سند دارای چندین جای پاک شده بود.

12. the information contained in this book is dated
...

مترادف contained

مشمول (صفت)
subject , contained , included
محاط (صفت)
surrounded , contained , inscribed

معنی عبارات مرتبط با contained به فارسی

خوددار، تودار، محتاط، (ماشین آلات) کامل، بی نیاز به دستگاه های کمکی، با حوصله، جامع، برون بی نیاز

معنی contained در دیکشنری تخصصی

contained
[ریاضیات] مشمول، در بر، مندرج، محتوا
[عمران و معماری] جریان محدود خمیری
[معدن] ارزش محتوا (عمومی فرآوری)
[ریاضیات] همه چیز سر خود، خود شمول، بی نیاز

معنی کلمه contained به انگلیسی

contained
• held, included, comprised; restrained, kept under control
contained in
• held in, included in
self contained
• something that is self-contained is complete and separate and does not need help or resources from outside.
• a self-contained flat has all its own facilities including a kitchen and bathroom.

contained را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پیام حسین زاده
موجود
مریم رمضانی
کنترل و مهار شده که از سطح مشخصی بالا نزند
محمدرضا خسروی
کنترل شده
میلاد علی پور
محبوس، تحت نظر، بازداشت، تحت کنترل
m.javid
احاطه شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی contained

کلمه : contained
املای فارسی : کنتیند
اشتباه تایپی : زخدفشهدثی
عکس contained : در گوگل

آیا معنی contained مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )