برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

consternate


بهت زده کردن، مات و مبهوت کردن، هاج و واج کردن، احساس تحیر و وحشت کردن، متوحش شدن

معنی کلمه consternate به انگلیسی

consternate
• amaze; hinder; dismay

consternate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غزال سرخ
fill (someone) with anxiety

.he letter consternated me and flung me into a depression

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی consternate

کلمه : consternate
املای فارسی : کنسترنت
اشتباه تایپی : زخدسفثقدشفث
عکس consternate : در گوگل

آیا معنی consternate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )