برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

conservative

/kənˈsɜːrvətɪv/ /kənˈsɜːvətɪv/

معنی: محافظه کار، محافظه کار، پیرو سنت قدیم
معانی دیگر: (سیاست و امور اجتماعی) محافظه کار، همانبود گرای (هوادار برجاداری سنت ها و اصول و سازمان ها و مخالف دگرگون سازی آنها)، گذشته گرای، سنت گرای، (در مورد رفتار و سلیقه و غیره) محتاط، سنتی، امل، کهنه گرای، قدیمی مسلک، (بیشتر در مورد آمار و برآورد) معتدل، دست کم، از روی حزم و احتیاط، محتاطانه، (فیزیک) پایستار، وابسته به نیکداشت (محیط زیست)، نیک دارانه، وابسته به حفاظت و حراست، محافظه کارانه، (انگلیس و کانادا - c بزرگ) حزب محافظه کار، عضو حزب محافظه کار، (در مذهب یهود) فرقه معتدل، (قدیمی) کاپوت، ابریشمی

بررسی کلمه conservative

صفت ( adjective )
(1) تعریف: preferring the traditional and resisting rapid change.
مترادف: traditional
متضاد: progressive, radical
مشابه: conventional, hidebound, old-fashioned, orthodox, square, straight

- My father was conservative and didn't want my mother to have a job.
[ترجمه مهدی قمی پور] پدرم سنتی بود و نمی خواست مادرم سر کار برود.
|
[ترجمه ترگمان] پدرم محافظه‌کار بود و نمی‌خواست مادرم شغلی داشته باشد
[ترجمه گوگل] پدرم محافظه کار بود و نمی خواست مادر من کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Being conservative, the company resisted changing its policies.
[ترجمه ترگمان] این شرکت که محافظه‌کار بود در برابر تغییر سیاست‌هایش مقاومت کرد
[ترجمه گوگل] به عنوان محافظه کار، این شرکت در برابر تغییر سیاست هایش مقاومت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) ...

واژه conservative در جمله های نمونه

1. conservative art
هنر سنت‌گرا

2. conservative force field
میدان نیروی پایستار

3. conservative politics
سیاست‌های محافظه کارانه

4. a conservative dresser
کسی که به طور محافظه‌کارانه لباس می‌پوشد.

5. a conservative estimate
برآورد محتاطانه

6. a genuine conservative
یک محافظه‌کار واقعی

7. the trend of opinion was conservative
گرایش عقاید،محافظه کارانه بود.

8. they were liberal, then they changed over to conservative
آنان لیبرال بودند ولی بعد محافظه کار شدند.

9. Most Conservative MPs appear happy with the government's reassurances.
[ترجمه ترگمان]اکثر اعضای پارلمان محافظه‌کار از اطمینان دولت راضی به نظر می‌رسند
[ترجمه گوگل]اکثر نمایندگان محافظه کار با اطمینان دولت مواجه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A conservative estimate puts annual sales at around $100 million.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف conservative

محافظه کار (اسم)
conservative , stick-in-the-mud
محافظه کار (صفت)
stuffy , conservative , standpat , old-fashioned , old-line , stick-in-the-mud
پیرو سنت قدیم (صفت)
conservative

معنی عبارات مرتبط با conservative به فارسی

(کانادا) حزب محافظه کاران مترقی، عضو این حزب، وابسته به این حزب

معنی conservative در دیکشنری تخصصی

conservative
[عمران و معماری] محافظ - محافظه کارانه - ذخیره ساز - محافظه کار
[برق و الکترونیک] پاینده
[ریاضیات] نگهدار، نگهدارنده، نگاهدارنده
[آب و خاک] محافظ، محافظه کار
[ریاضیات] زنجیر پایستار
[آمار] شیوه اطمینان محافظه کار
[زمین شناسی] عنصر پایا در آب دریا، عناصری که مقدار کلی آنها در زمان ثابت می باشند. این عناصر بیشتر نمکها در آب دریا را تشکیل می دهند. فراوانی آنها نسبت به یکدیگر ثابت باقی می ماند. این قاعده پایه تعیین درجه شوری می باشد. مقایسه شود با : عناصر غیر پایا، مترادف: مواد محلول پایا، یون های پایا.
[حسابداری] برآوردهای محافظه کارانه
[ریاضیات] میدان نگهدار، میدان پایا، میدان مستقل از مسیر
[عمران و معماری] نیروی محافظ - نیروی کنسرواتیو
[ریاضیات] تبدیل اندازه پذیر پایستار
[ریاضیات] فرایند پایستار
[آمار] فرایند محافظه کار
[زمین شناسی] مواد محلول پایا ، عناصر پایا.
...

معنی کلمه conservative به انگلیسی

conservative
• person who is resistant to change; cautious person
• resisting change, desiring to preserve traditions; cautious
• a conservative is a member or supporter of the conservative party. count noun here but can also be used as an adjective. e.g. the conservative government recovered its popularity after the falklands war.
• someone who is conservative is unwilling to accept changes and new ideas.
• a conservative estimate or guess is cautious.
conservative estimate
• moderate approximation, cautious guess
conservative judaism
• stream of judaism which believes in adherence to the torah and talmud but also in accommodating the halacha to the changing times
conservative party
• british political party founded in 1832 which supports moderate progressivism and which is associated with the royal authorities and the anglican church
• the conservative party is the main right of centre party in the united kingdom. it is committed to free enterprise, low personal taxation and the maintenance of the united kingdom in its present form.
conservative rabbi
• rabbi ordained by the conservative jewish movement (conservative branch of judaism)
conservative streak
• conservative tendency, tendency to oppose change
conservative view
• traditional outlook

conservative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
[فیزیک] پایستار (نیرو)
hengame
با احتياط،محتاط
محمد
پایبند . پاینده
عاطفه
محافظه کارانه
نگین
Conservative syleسبک سنتی
Henna
Not willing to accept changes or new ideas
hani
با دقت
مرتضی
قدیمی -خشک و بی روح
Fatemeh
نگهدارنده(پزشکی)
محمود احمدی
کم خطر، کم ریسک
احسان پورحسن
پایستار (اگر مربوط به آلاینده)( آلاینده های که با روش های تصفیه مرسوم از بین نمی روند)-(آلاینده هایی که در طول زمان واکنش فیزیکی و شمیایی و بیولوژیکی نمی دهند و ثابت اند )
محمد رضا
ساده هم معنی میده
Conservative blouse
mah
With more rules for some thing
mah
With more rules for some thing
ابوذر.ف
ساده پوش، لباس راحت پوشیدن
Reyhaneh
برای لباس به معنی ساده و سنتی یا ساده و راحت
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
با سلام، محافظه کار.
سپاس
هادی غمیلویی
با احتیاط پاینده
خدیجه دولتیاری
پایدار
Dark Light
Conservative countries : کشورهای سنتی فرهنگ یا کشورهایی با طرز فکری دور از اندیشه های بروز مثل کشورهای جهان سوم
Conservative person : فردی با تفکرات قدیمی و سنتی و به دور از تفکرات بروز - آدم چشم و گوش بسته و انعطاف ناپذیر و پایبند به تفکرات قدیمی
نوروزی حمزه
۱- محافظه کار.
۲-معادل "اصولگرا" در احزاب سیاسی ایران. یعنی نقطه مقابل "اصلاح‌طلب" (Reformist)
Dorii8283kp
یه پوشش، محافظ
With more rules for appropriate dress
tinabailari
محافظه کار ، پیرو سنت قدیم 👴👴👴
It is an extremely conservative society
این یک جامعه به شدت پیرو سنت قدیم است
shahidlove 1
قانونمند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی conservative

کلمه : conservative
املای فارسی : کنسروتیو
اشتباه تایپی : زخدسثقرشفهرث
عکس conservative : در گوگل

آیا معنی conservative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )