برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1466 100 1

consensual

/kənˈsensuːəl/ /kənˈsenʃuəl/

معنی: مبنی بر رضایت طرفین، رضایتی
معانی دیگر: (آنچه که مستلزم توافق طرفین باشد) رضایی، توافقی، (حقوق روم باستان) قرارداد رضائی (که فقط در دوران توافق طرفین اعتبار داشت)

بررسی کلمه consensual

صفت ( adjective )
مشتقات: consensually (adv.)
(1) تعریف: caused or done by consent, esp. mutual consent.
مشابه: concerted

(2) تعریف: in physiology, denoting an involuntary response on one side of the body to a stimulus applied to the other side.

واژه consensual در جمله های نمونه

1. a consensual contract
قرارداد مورد توافق طرفین

2. Consultation is traditional in the consensual Belgian system of labour relations.
[ترجمه ترگمان]مشاوره در سیستم بلژیک با رضایت طرفین در روابط کاری مرسوم است
[ترجمه گوگل]مشاغل سنتی در نظام هماهنگی بلژیکی روابط کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Consensual sexual contact between two males can be a criminal activity.
[ترجمه ترگمان]ارتباط جنسی بین دو مرد می‌تواند یک فعالیت جنایی باشد
[ترجمه گوگل]تماس جنسی دائمی بین دو مرد می تواند یک فعالیت جنایی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Many such incidents are of a consensual nature as is illustrated in the following example.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در مثال زیر نشان‌داده شده‌است، بسیاری از این حوادث دارای ماهیت توافقی هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از چنین حوادثی از یک نوع نظارتی است که در مثال زیر نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Civil proceedings are also consensual when commenced by special agreement to submi ...

مترادف consensual

مبنی بر رضایت طرفین (صفت)
consensual
رضایتی (صفت)
consensual

معنی کلمه consensual به انگلیسی

consensual
• based on mutual agreement

consensual را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sahar Martinez
رضایت دوطرفه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی consensual
کلمه : consensual
املای فارسی : کنسنسوال
اشتباه تایپی : زخدسثدسعشم
عکس consensual : در گوگل

آیا معنی consensual مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران