برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

confronting


System.String[]

مترادف confronting

مقابله (اسم)
comparison , verification , contrast , collation , opposition , checking , confronting , meeting face to face

confronting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Dorsa
مقاومت کردن
مواجه شدن
مقابله
محدثه فرومدی
رویارویی، رودررویی، تقابل
nikoo
مقابله، مقابله کردن با
صبایی
پیش رو
آریا
رو در رویی
الهه
causing strong or difficult feelings, especially in a way that creates thought or discussion.
احساسات سخت و دشوار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی confronting
کلمه : confronting
املای فارسی :
اشتباه تایپی : زخدبقخدفهدل
عکس confronting : در گوگل

آیا معنی confronting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )