برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

confrontation


معنی: مواجهه
معانی دیگر: مقابله

بررسی کلمه confrontation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of confronting, or the state of being confronted by another.

- His confrontation of his roommate resulted in the young man's confession.
[ترجمه دوست] رویارویی او با هم اتاقیش منجر به اعتراف مرد جوان شد.
|
[ترجمه ترگمان] مواجهه با هم‌اتاقی او به اعتراف مرد جوان نتیجه گرفت
[ترجمه گوگل] رویارویی او با همتای او منجر به اعتراف جوانان شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a clash or conflict.

- There were several confrontations with police during the demonstration.
[ترجمه آناهیتا جلیلی] در طی تظاهرات چندین درگیری با پلیس رخ داد.|
[ترجمه ترگمان] چندین درگیری با پلیس در طول تظاهرات رخ داد
[ترجمه گوگل] ...

واژه confrontation در جمله های نمونه

1. earthlings' confrontation with space creatures
رودررویی زمینی‌ها با موجودات فضایی

2. his confrontation with the boss cost him his job
رو در رویی او با رئیس به قیمت شغلش تمام شد.

3. our readiness for a military confrontation
آمادگی ما برای یک برخورد نظامی

4. The government were dragged willy-nilly into the confrontation.
[ترجمه ترگمان]دولت خواهی نخواهی به این رویارویی کشانده شد
[ترجمه گوگل]دولت به طور ناگهانی به رویارویی کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Their demands could lead to a serious confrontation with management.
[ترجمه ترگمان]خواسته‌های آن‌ها می‌تواند منجر به رویارویی جدی با مدیریت شود
[ترجمه گوگل]خواسته های آنها می تواند منجر به درگیری جدی با مدیریت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Her angry face forbode a confrontation.
[ترجمه ترگمان]چهره خشمگین او یک مواجهه رو به رو شد
[ترجمه گوگل]چهره عصبانی او را مقابله می کند
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف confrontation

مواجهه (اسم)
encounter , meeting face to face , confrontation

معنی confrontation در دیکشنری تخصصی

[سینما] دلالت مفهومی فیلم - روبرویی - روبرویی های دراماتیک

معنی کلمه confrontation به انگلیسی

confrontation
• clash, conflict, meeting of opponents
• a confrontation is a fight, battle, or war.
• a confrontation is also a serious dispute between two groups of people who have opposing ideas or policies.
confrontation line
• front line of battle, line of conflict
confrontation line settlement
• settlement established at the border of hostilities
direct confrontation
• face-to-face encounter, conflict, showdown
line of confrontation
• area in which warring parties meet in battle
military confrontation
• face to face military struggle, battle or war

confrontation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
مقابله، مواجهه، رویارویی، درگیری، منازعه
علی
مشاجره,جدل,بگو مگو
جهانگیر
تقابل
uSER
یکی به دو کردن
بگو مگو
Farhood
saying it “anoints preselected leaders, misreads local dynamics, misinterprets local balances of power, misuses its might, misjudges the toxicity of its embrace, encourages confrontation, exports political models and plays with the sectarian genie.”
NEW YORK TIMES@

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی confrontation

کلمه : confrontation
املای فارسی : کنفرنتتین
اشتباه تایپی : زخدبقخدفشفهخد
عکس confrontation : در گوگل

آیا معنی confrontation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )