برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

conduit

/ˈkɑːnduːˌɪt/ /ˈkɒndwɪt/

معنی: مجرا، لوله، مجرای اب، مجرای سیم، لوله اب، اب گذر
معانی دیگر: (برای رساندن آبگونه ها) لوله، آب گذر، آب رسان، تنبوشه، پوشش سیم (لوله یا راه زیرزمینی یا حفاظ که کابل را برای ایمنی در آن قرار می دهند)، سیمراه، معبر، کانال

بررسی کلمه conduit

اسم ( noun )
(1) تعریف: a channel, ditch, or pipe used to convey water or other liquid.
مشابه: aqueduct, drain, gully, trunk

- A conduit links the man-made pond to the creek so that excess rainwater can run off.
[ترجمه ترگمان] مجرای آب استخر را به نهر پیوند می‌دهد تا آب باران اضافی از بین برود
[ترجمه گوگل] یک مجتمع تالاب ساخته شده به دریاچه پیوند می دهد به طوری که آب باران اضافی می تواند خاموش شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a pipe for sheathing and protecting electrical wires.

واژه conduit در جمله های نمونه

1. Pakistan became a conduit for drugs produced in Afghanistan.
[ترجمه ترگمان]پاکستان مجرایی برای مواد مخدر تولید شده در افغانستان تبدیل کرده‌است
[ترجمه گوگل]پاکستان به مواد مخدر تولید شده در افغانستان تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Drug traffickers have used the country as a conduit for shipments to the U. S.
[ترجمه ترگمان]قاچاقچیان مواد مخدر از این کشور به عنوان مجرای انتقال به ایالات‌متحده استفاده کرده‌اند اس
[ترجمه گوگل]قاچاقچیان مواد مخدر از کشور به عنوان یک کانال برای حمل و نقل به U S استفاده کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The organization had acted as a conduit for money from the arms industry.
[ترجمه ترگمان]سازمان به عنوان یک مجرا برای پول از صنعت اسلحه عمل کرده بود
[ترجمه گوگل]این سازمان به عنوان یک کانال برای پول از صنعت اسلحه عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Conduit cars 2 and 6 posing with their crews, local boys and a landau near North Pier.
[ترجمه ترگمان]ماشین‌های Conduit ۲ و ۶ با خدمه خود، پسران محلی و یک کا ...

مترادف conduit

مجرا (اسم)
runway , aqueduct , flume , duct , conduit , channel , canal , tube , gully , strand , gullet , foramen , spiracle
لوله (اسم)
spout , conduit , tube , cannon , roll , pipe , cylinder
مجرای اب (اسم)
conduit
مجرای سیم (اسم)
conduit , strand
لوله اب (اسم)
conduit , water pipe , tubing
اب گذر (اسم)
conduit , dyke , dike , gully , drainpipe , drain , gullet , culvert , gulch

معنی conduit در دیکشنری تخصصی

conduit
[عمران و معماری] مجرا - خط آب - کانال - مجرای آب
[کامپیوتر] ناشر غیر انتفاعی نرم افزار آموزشی
[برق و الکترونیک] محمل لوله های فلزی سخت و یا انعطاف پذیری که از داخل آنها سیمهای حامل جریان الکتریکی و عایق از هم گذرانده ،می شود.
[زمین شناسی] مجرا ، کانال سربسته ، خط آب ، کانال ، مجرای آب
[پلیمر] لوله حفاظتی
[آب و خاک] آبراهه، نهر، کانال
[نساجی] مهره ماسوره
[زمین شناسی] سر ریز مجرایی
[مهندسی گاز] مقرلوله ، بست ونگهدارنده لوله
[زمین شناسی] شیر کنترل
[آب و خاک] مجرای بسته-مجرای تحت فشار
[برق و الکترونیک] مجرای پخش
[عمران و معماری] آبراه روباز
[زمین شناسی] مجرای جریان آزاد (آب)
[زمین شناسی] تونل قدرت ، آبراهه قدرت ، کانال قدرت - آبراهه ای که به منظور انتقال آب از مخزن سد ویا از بالا دست سد برای تولید انرژی برقابی احداث می شود
[زمین شناسی] کانال تحت فشار(آب)
Pressurized conduit ...

معنی کلمه conduit به انگلیسی

conduit
• channel, canal, duct, passage, pipe
• a conduit is a route which is used by governments or organisations to send things such as drugs or arms to other countries, or to illegal organisations.
• a conduit is also a small tunnel, pipe, or channel through which water or electrical wires go.
national water conduit
• israeli water transference system from the north of the country to the south
water conduit
• pipe laid under roads and used for transferring water

conduit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تتتتت
لوله خرطومی. لوله پلیکا
narges
گذرگاه ( در آناتومی)
مهدی پیمان مهر
منشاء

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی conduit

کلمه : conduit
املای فارسی : کاندویت
اشتباه تایپی : زخدیعهف
عکس conduit : در گوگل

آیا معنی conduit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )