برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

concordance

/kənˈkɔːrdəns/ /kənˈkɔːdəns/

معنی: موافقت، هم اهنگی، فهرست، مطابقت، کشف اللغات، تطبیق نامه، هم شیبی، راهنمای مطالب و موضوعات کتاب
معانی دیگر: همدلی، توافق، سازش، مشابهت، همگامی، فهرست واژه ها (فهرست لغات به کار رفته در آثار یک نویسنده یا کتاب مهم با ذکر صفحه ی مربوطه و بسامد کاربرد)، فهرست اعلام و لغات

بررسی کلمه concordance

اسم ( noun )
(1) تعریف: an alphabetical index of all the main words in a book or in the entire work of an author, listing the contexts in which each word occurs and giving page references for each occurrence.

- We found the passage by looking up the key words in the Bible's concordance.
[ترجمه ترگمان] ما راهرو را با نگاه کردن کلمات کلیدی در concordance انجیلی پیدا کردیم
[ترجمه گوگل] با نگاه کردن به کلمات کلیدی در انطباق کتاب مقدس، گذر را پیدا کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a state of agreement or harmony; concord.
مشابه: accord, agreement, concord, unity

واژه concordance در جمله های نمونه

1. a concordance of shakespeare
فهرست واژه‌های (به کار رفته در آثار) شکسپیر

2. in concordance with
در توافق با،در هماهنگی با،مطابق،طبق

3. there exists a surprising concordance between their ideas
تشابه شگفت‌انگیزی بین عقاید آنها وجود دارد.

4. Last Thursday's show produced moments of inspired concordance between the dance forms.
[ترجمه ترگمان]برنامه پنجشنبه گذشته لحظاتی از هماهنگی الهام‌گرفته شده بین فرم‌های رقص را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]نمایشگاه پنج شنبه گذشته لحظات هماهنگی بین الگوی رقص را ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There is reasonable concordance between the two sets of results.
[ترجمه ترگمان]تطابق معقولی بین دو مجموعه نتایج وجود دارد
[ترجمه گوگل]توافق منطقی بین دو مجموعه نتایج وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We've got a computer program which will concordance newspaper texts.
[ترجمه ترگمان]ما یک برنامه کامپیوتری داریم که متون newspaper را هماهنگ می‌سازد
[ترجمه گوگل]ما یک برنامه کامپیوتری داریم که مت ...

مترادف concordance

موافقت (اسم)
consent , assent , accord , accordance , agreement , covenant , contract , treaty , pact , concurrence , compliance , concord , compact , approbation , entente , congruence , assentation , concordance , congruency , congruity
هم اهنگی (اسم)
accord , harmony , coordination , cadence , consonance , concert , unison , synchrony , concordance
فهرست (اسم)
index , file , roll , list , inventory , schedule , registry , table , catalog , repertory , roster , concordance
مطابقت (اسم)
comparison , concord , conformity , similarity , correspondence , concordance
کشف اللغات (اسم)
concordance
تطبیق نامه (اسم)
concordance
هم شیبی (اسم)
concordance
راهنمای مطالب و موضوعات کتاب (اسم)
concordance

معنی concordance در دیکشنری تخصصی

concordance
[کامپیوتر] راهنما ؛ فهرست ؛ فهرست الفبایی کلمات و عبارات در نوشته
[زمین شناسی] همسازی، توافق، هم شیبی موازی بودن چینه ها با مرزهای توالی، که هیچ چینه ای بر خلاف سطوح مرزی خاتمه نمی یابد. (میچام – 1977). مقایسه شود با: غیر هم سازی.
[ریاضیات] هماهنگی، توافق
[آمار] هماهنگی
[کامپیوتر] فایل راهنما
[زمین شناسی] هم سازی چکاد
[ریاضیات] ضریب هماهنگی
[آمار] ضریب هماهنگی
[آمار] آزمون کاپا برای هماهنگی

معنی کلمه concordance به انگلیسی

concordance
• agreement, harmony; alphabetical listing (in a book)
• concordance is the state of being similar to or consistent with something else; a formal use.
• a concordance is an alphabetical list of the words in a book or a set of books which also says where each word can be found and often how it is used.
biblical concordance
• alphabetical listing of words along with the place they appear in the bible

concordance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا فیروزیان
شباهت
میترا پریدار
یک لیست از فهرست حروف الفبا برای تطبیق با موضوعات خاص
نصرالهی
واژه‌یاب، کشف اللغات٬ کشف الالفاظ
Altay
واژه همخوانی هم برای این کلمه مناسبه
در ترکی آذربایجانی ، استانبولی ، ازبکی و اویغوری: uyum
شهربانو اسدی
Concordance lines در زبانشناسی به معنی �واژگان همنشین� است.
خطی که از متن موجود در پیکره یا corpus استخراج شده و برای مطالعه واژه در متن یا context کاربرد داره.
مَعصومه عَفراوی
هماهنگی، همبستگی، همگامی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی concordance

کلمه : concordance
املای فارسی : کنکردنک
اشتباه تایپی : زخدزخقیشدزث
عکس concordance : در گوگل

آیا معنی concordance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )