برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1673 100 1
شبکه مترجمین ایران

compounding


الکترونیک : ترکیب شیمى : امیزه کارى

معنی compounding در دیکشنری تخصصی

compounding
[شیمی] آمیزه کاری ، آمیختن
[پلیمر] آمیزه کاری
[ریاضیات] مرکب کردن هزینه ها

معنی کلمه compounding به انگلیسی

compounding interest
• interest which is progressively accrued
continuous compounding
• method of calculating interest according to the principal and interest already accrued

compounding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m.javid
ترکیبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی compounding

کلمه : compounding
املای فارسی : کومپوندینگ
اشتباه تایپی : زخئحخعدیهدل
عکس compounding : در گوگل

آیا معنی compounding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )