برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1470 100 1

complaints


قانون ـ فقه : مظالم

واژه complaints در جمله های نمونه

1. our complaints were in vain
شکوه‌های ما بی‌ثمر بودند.

2. several complaints have been filed with the commission
چندین شکایت به کمیسیون تسلیم شده است.

3. her eternal complaints
شکایات همیشگی او

4. a rash of complaints
سیلی از شکایات

5. a stream of complaints
سیلی از شکایات

6. his wife's endless complaints
غر و لندهای مدام زن او

7. the sick man's peevish complaints about bad weather
شکایت‌های بهانه گیرانه‌ی مرد بیمار در باره‌ی آب و هوای بد

8. you can send your complaints anonymously
می توانید شکایات خود را بدون ذکر نام ارسال نمایید.

9. a formal hearing of the complaints received against her
استماع رسمی شکایات رسیده بر علیه او

10. he particularized all of the complaints
او کلیه‌ی شکایات را جز به جز شرح داد.

11. the letter was brimful of complaints and threats
نامه پر بود از شکوه و تهدید.

12. the students' long litany of complaints
فهرست طولانی شکایات دانشجویان
...

معنی کلمه complaints به انگلیسی

had no complaints
• made no negative criticism, had no objections, made no grievances
has complaints
• has grievances, has criticism

complaints را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Parsa PR7
شکایت - قانون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی complaints
کلمه : complaints
املای فارسی : کومپلاینتس
اشتباه تایپی : زخئحمشهدفس
عکس complaints : در گوگل

آیا معنی complaints مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران