برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

communicative

/kəˈmjuːnəkətɪv/ /kəˈmjuːnɪkətɪv/

معنی: خوش برخورد، گویا، فصیح، معاشر
معانی دیگر: ارتباطی، مخابراتی، رسانشی، پر حرف، وراج، خوش سخن، (در دادن خبر و غیره) باز، مسری

بررسی کلمه communicative

صفت ( adjective )
مشتقات: communicativeness (n.)
• : تعریف: disposed or tending to communicate readily and well.
مترادف: free-spoken, talkative, voluble
متضاد: uncommunicative
مشابه: articulate, expansive, garrulous, informative, loquacious, unreserved

- The prisoner was not very communicative.
[ترجمه ترگمان] این مرد اسیر، زیاد اهل معاشرت نبود
[ترجمه گوگل] زندانی بسیار ارتباطی نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه communicative در جمله های نمونه

1. communicative ability
توانایی رسانشی،توانایی در ایجاد ارتباط

2. He has a headache and isn't feeling communicative today.
[ترجمه ترگمان]اون سردرد داره و امروز هم احساس خوبی نداره
[ترجمه گوگل]او سردرد دارد و امروز ارتباطی ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She has become a lot more tolerant and communicative.
[ترجمه ترگمان]او بسیار صبور و خوش‌مشرب شده‌است
[ترجمه گوگل]او تبدیل شده است بسیار تحمل و ارتباطی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The communicative ability of the whale is thought to be highly developed.
[ترجمه ترگمان]توانایی communicative وال در این است که به شدت رشد کرده باشد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد توانایی ارتباطی نهنگ بسیار توسعه یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We have a very communicative approach to teaching languages.
[ترجمه ترگمان]ما یک روش بسیار ارتباطی برای آموزش زبان داریم
[ترجمه ...

مترادف communicative

خوش برخورد (صفت)
affable , communicative , companionable
گویا (صفت)
rational , communicative , illustrative
فصیح (صفت)
eloquent , communicative , silver-tongued , oratorial
معاشر (صفت)
communicative , sociable

معنی کلمه communicative به انگلیسی

communicative
• talkative; sociable, extroverted; pertaining to communication
• someone who is communicative is able to talk to people easily.

communicative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Iman Najafi
خوش برخورد
Navid
اجتماعی.کسی که با دیگران راحت صحبت میکند
Yeganeh_language
ارتباط ،
Fatemeh
اجتماعي يا ارتباطي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی communicative
کلمه : communicative
املای فارسی : کممونیکتیو
اشتباه تایپی : زخئئعدهزشفهرث
عکس communicative : در گوگل

آیا معنی communicative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )