برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

communications

/kəˌmjuːnəˈkeɪʃn̩z/ /kəˌmjuːnɪˈkeɪʃn̩z/

ارتباطات

واژه communications در جمله های نمونه

1. interpersonal communications
ارتباطات میان فردی

2. the current revolution in communications
انقلاب فعلی در رسانگری

3. Evil communications corrupt good manners.
[ترجمه ترگمان]ارتباطات شیطانی رفتار خوب را خراب می‌کند
[ترجمه گوگل]ارتباطات شرارت رفتارهای خوب را نادیده میگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A lot of the training is orientated around communications skills.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از این آموزش‌ها حول مهارت‌های ارتباطی شکل می‌گیرند
[ترجمه گوگل]بسیاری از آموزش ها در اطراف مهارت های ارتباطی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The sheer size of the country makes communications difficult.
[ترجمه ترگمان]اندازه محض این کشور ارتباطات را مشکل می‌کند
[ترجمه گوگل]حجم عظیم کشور ارتباطات را دشوار می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Discussions between a lawyer and client are privileged communications.
...

معنی communications در دیکشنری تخصصی

communications
[کامپیوتر] ارتباطات
[برق و الکترونیک] مخابرات و ارتباطات
[کامپیوتر] کانال مخابراتی
[برق و الکترونیک] کاراکترهای کنترل تبادل اطلاعات
[کامپیوتر] واحد کنترل مخابراتی
[کامپیوتر] کنترل کننده ارتباطات
[کامپیوتر] پیوند مخابراتی
[کامپیوتر] پورت ارتباطی
[کامپیوتر] پردازشگر ارتباطات ؛ پردازنده مخابراتی
[کامپیوتر] برنامه ارتباطات
[کامپیوتر] پروتکل ارتباطات ؛ پروتکل مخابراتی
[کامپیوتر] ماهواره های مخابراتی ؛ ماهواره ارتباطی
[کامپیوتر] ارتباطات دیجیتالی
electrical communications ...

معنی کلمه communications به انگلیسی

communications
• means of communicating; network of routes for sending messages and transporting troops and supplies
communications center
• location from which communication messages are sent broadcast and relayed
communications decency act
• (u.s. law) section of the telecommunications act of 1996 that outlawed online transmission of obscene material that could be viewed by minors (declared unconstitutional by the supreme court in 1997)
communications intelligence
• information received by intercepting the communications of another group of nation, comint (military)
communications network
• extensive system allowing for united communications, computer lan system
communications program
• program which enables various types of computer communications
communications protocol
• definitions and standards according to which communication between computers is performed
communications satellite
• object placed into orbit around the earth and designed to transmit communication signals
communications superpower
• major force in communications, giant of the mass media or information industry
breakdown in communications
• disintegration in correspondence, failure to communicate
global system for mobile communications
• digital cellular communication system used in many countries (based on a variation of tdma technology), gsm
minister of communications
• head of the government office responsible for telecommunications ...

communications را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arad
مغز و اعصاب
*~*
مخابراط و ارتباطات(نوعی رشته ی دانشگاهی)
€€€€
ارتباطات
Aaaa
مغز وعصاب
raha
ارتباطات کامپىوترى ومخابرات
shiva_sisi‌
مخآبرآط و ارتبآطآتـــــــــ**
F.M
میشه ارتباط و مخابرات
fati
مکاتبات
امیررضا
معنایش مخابرات و ارتباطات است که یک ریشه دانشگاهی می باشد
امیررضا زینال زاده
معنایش مخابرات و ارتباطات است که یکی از رشته های دانشگاهی است
زینب
روابط
ssss
ارتباطات
communications means imparting
LILI
ارتباطات . مخابرات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی communications

کلمه : communications
املای فارسی : کمیونیکیشن
اشتباه تایپی : زخئئعدهزشفهخدس
عکس communications : در گوگل

آیا معنی communications مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )