برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1664 100 1
شبکه مترجمین ایران

communicable disease

واژه communicable disease در جمله های نمونه

1. Some communicable diseases are transmitted only through the agency of vermin or insects.
[ترجمه ترگمان]برخی بیماری‌های مسری تنها از طریق اداره حشرات یا حشرات منتقل می‌شوند
[ترجمه گوگل]برخی از بیماری های انتقال دهنده فقط از طریق آفت زدوده شده یا حشرات انتقال می یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some communicable diseases are transmitted only through the agency of insects.
[ترجمه ترگمان]برخی بیماری‌های مسری تنها از طریق اداره حشرات منتقل می‌شوند
[ترجمه گوگل]برخی از بیماری های قابل انتقال از طریق آژانس حشرات انتقال می یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In this period, there were 974 outbreaks of communicable disease attributed to the consumption of raw milk.
[ترجمه ترگمان]در این دوران، ۹۷۴ شیوع بیماری‌های مسری نسبت به مصرف شیر خام وجود داشت
[ترجمه گوگل]در این دوره، 974 شیوع بیماری های واگیردار نسبت به مصرف شیر خام وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Have you ever been afflicted with a communicable disease of public health?
...

معنی communicable disease در دیکشنری تخصصی

communicable disease
[بهداشت] بیماری عفونی

معنی کلمه communicable disease به انگلیسی

communicable disease
• disease that can be passed from one to another

communicable disease را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Seyyedalith
بیماری مسری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی communicable disease مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )