برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

commorant


اقامت، توقف، پایدارى

معنی کلمه commorant به انگلیسی

commorant
• tenant
• inhabiting, dwelling, residing; of a dwelling

commorant را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی commorant

کلمه : commorant
املای فارسی : کممرنت
اشتباه تایپی : زخئئخقشدف
عکس commorant : در گوگل

آیا معنی commorant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )