برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1435 100 1

comedian

/kəˈmiːdiən/ /kəˈmiːdɪən/

معنی: نویسنده نمایش های خنده دار
معانی دیگر: هنر پیشه ی نقش های مضحک، هنر پیشه ی کمدی (شادمایش)، کمدین، بازیگر خنده آور، (عامیانه) شوخ، لوده، نوینسده نمایش های خنده دار، هنرپیشه نمایش های خنده دار

بررسی کلمه comedian

اسم ( noun )
(1) تعریف: a professional entertainer who specializes in telling jokes, acting in humorous skits, and the like.
مترادف: comic, humorist
مشابه: clown, fool, harlequin, jester, mime

(2) تعریف: an actor or writer of comic works.
مترادف: humorist
مشابه: caricaturist, farceur, lampooner, punster, satirist, wag, wit

(3) تعریف: a person whose behavior is purposely amusing or comical.
مترادف: clown, humorist, joker, wag, wisecracker, wit
مشابه: buffoon, cutup, farceur, jester, merry-andrew, mimic, prankster, zany

واژه comedian در جمله های نمونه

1. a natural comedian
هنرپیشه‌ی کمدی دارای استعداد مادرزاد

2. a stand-up comedian
کمدین کاباره

3. The comedian will chair a new TV panel game.
[ترجمه ترگمان]این کمدین یک بازی پانل تلویزیونی جدید را بر عهده خواهد داشت
[ترجمه گوگل]کمدین یک پانل جدید تلویزیونی را برگزار خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The comedian gave a long monologue of jokes.
[ترجمه ترگمان]این کمدین یک سخنرانی طولانی از لطیفه تعریف کرد
[ترجمه گوگل]کمدین یک طنز طولانی از جوک ها داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The comedian gave a long monolog of jokes.
[ترجمه ترگمان]آن بازیگر طنز بلندی به او داد
[ترجمه گوگل]کمدین یک لحظه از جوک ها را بیان کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He started as a stand-up comedian .
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک کمدین ایستاده بود
[ترجمه گوگل ...

مترادف comedian

نویسنده نمایش های خنده دار (اسم)
comedian

معنی کلمه comedian به انگلیسی

comedian
• person who entertains with jokes and funny stories
• a comedian is an entertainer whose job is to make people laugh by telling jokes.

comedian را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
دهخدا: خنداننده >>> خند(بن مضارع)،ان(در اینجا پسوند حالت و چگونگی)،نده(پسوند فاعلی)
شیخ بهایی: طنزو >>> طنز(اسم)،او(در اینجا پسوند شباهت)
رفتم به سوی مدرسه، پیری به طنز گفت:
تب را کسی علاج، به طنزو نمی کند
ebi
طنزپیشه ، طنزپرداز ، بازیگر طنز ، هنرپیشه طنز
طنزپیشه
tinabailari
کمدین ، هنرپیشه ی کمدی 🍃🍃
محسن بنی‌طبا
طنز پرداز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی comedian
کلمه : comedian
املای فارسی : کمدین
اشتباه تایپی : زخئثیهشد
عکس comedian : در گوگل

آیا معنی comedian مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )