برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1459 100 1

come to the fore

واژه come to the fore در جمله های نمونه

1. The problem has come to the fore again in recent months.
[ترجمه ترگمان]این مشکل در ماه‌های اخیر دوباره مطرح شده‌است
[ترجمه گوگل]این مشکل در ماه های اخیر دوباره به جلو برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. be / come to the fore to be/become important and noticed by people; to play an important part: She has always been to the fore at moments of crisis.
[ترجمه ترگمان]باید پیش از این باشد که مهم شود و مورد توجه مردم قرار گیرد؛ نقش مهمی ایفا کند: او همیشه در لحظات بحرانی پیش می‌آید
[ترجمه گوگل]/ می آیند / می آیند / مهم و قابل توجه توسط مردم؛ برای بازی یک بخش مهم، او همیشه در لحظات بحران قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Various ecological issues have come to the fore since the discovery of the hole in the Earth's ozone layer.
[ترجمه ترگمان]مشکلات زیست‌محیطی مختلفی از زمان کشف حفره در لایه ازون بر روی کره زمین بوجود آمده‌است
[ترجمه گوگل]از زمان کشف سوراخ در لایه اوزن زمین، مسائل مختلف زیست محیطی به جلو برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A wicked, mordant sense of humour has come to the f ...

معنی کلمه come to the fore به انگلیسی

come to the fore
• reach the front; be noticed

come to the fore را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی حسین اسفند زاد
مهم شدن، برجسته شدن
راضیه موسوی خورشیدی
مورد توجه قرار گرفتن
محدثه فرومدی
به چشم آمدن، به صحنه آمدن، مطرح شدن
مهران
پیش کشیده شد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی come to the fore مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران