برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1687 100 1
شبکه مترجمین ایران

come out

/kʌm aʊt/ /kʌm aʊt/

1- آشکار شدن، واضح شدن 2- (برای فروش یا بازرسی و غیره) ارائه شدن 3- پاگشا کردن، (رسما به اجتماع) معرفی کردن (به ویژه دختر دم بخت را) 4- (به پایان یا به نتیجه و غیره) رسیدن 5- (در مورد همجنس بازان) ترجیح جنسی خود را اعلام کردن (come out of the closet هم می گویند)

بررسی کلمه come out

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to be revealed or made known.
مترادف: circulate, leak out, spread
مشابه: transpire

- The story came out after her confession.
[ترجمه ترگمان] داستان بعد از اعترافات او بیرون آمد
[ترجمه گوگل] این داستان پس از اعترافاتش منتشر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to be published or brought out, as a book.
مترادف: appear, issue

واژه come out در جمله های نمونه

1. What's bred in the bone will come out in the flesh.
[ترجمه مجتبی] چیزی که تو استخوان پرورش میابد ، در گوشت خودش را نشان میدهد..
|
[ترجمه ترگمان]چیزی که در استخوان وجود دارد از گوشت بیرون می‌اید
[ترجمه گوگل]آنچه در استخوان به وجود می آید، در گوشت بیرون می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It will be fun to see the chicks come out.
[ترجمه ترگمان]خیلی حال میده که ببینم دخترا بیرون میان
[ترجمه گوگل]سرگرم کننده خواهد بود که جوجه ها بیرون بیایند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I am confident that everything will come out right in time.
[ترجمه Sina] من مطعنم که همه همه چیز در زمان مناسب به پایان خواهد رسید ( درست خواهد شد ) ( به نتیجه خواهد رسید)|
...

معنی عبارات مرتبط با come out به فارسی

موافقت خود را (با لایحه یا کاندید و غیره) اعلام کردن، پشتیبانی کردن از، صحه گذاشتن
(خودمانی) 1- دیر یا زود معلوم شدن 2- خود به خود معین یا حل شدن
(در مورد همجنس بازان) تمایل جنسی خود را آشکار کردن
(عامیانه) از اختفا درآمدن، (ناگهان) ظاهر شدن، از در و دیوار سر درآوردن
1- افشا کردن، آشکار کردن 2- گفتن، اعلام کردن 3- ( برای فروش یا بازرسی و غیره) ارائه کردن

معنی کلمه come out به انگلیسی

come out
• exit, emerge; be exposed; be clarified; disappear
come out of one's shell
• loosen up, become more sociable, open up, lose one's inhibitions
come out of the blue
• appear by surprise, appear unexpectedly
come out of the closet
• make known that one his homosexual
come out strongly against
• speak against, protest
come out with
• admit, confess; publicize, advertise; put into words (e.g., "she always manages to come out with the truth")

come out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ن
از آب درآمدن
ابوذر.ف
پاک شدن لک یا کثیفی
ebi
برون آیی ، بیرون آیی

آشکارسازی گرایش جنسی
آرمین مظاهری
ناپدید شدن

مثال: I hope the stain comes out
امیدوارم لکه ها ناپدید شوند
رقیه
پوسیده شدن در مورد دندانپزشکی
Yasin
چیزی یا کسی از جایی سر در آوردن
باسم موالی زاده
منعکس شدن. نمایان شدن. متبلور شدن
ZZZ
بیا بیرون
سید علی حسینی
بیرون آوردن چیزی( مثل پول از بانک )
فرزاد
ظاهر شدن، ظهور کردن
27am
When you come out of the subway?
🐾 مهدی صباغ
بیرون آمدن
خارج شدن (مانند خارج شدن از اتوبوس یا مترو)
Nasim
؟What new technology is coming out
چه تکنولوژی جدیدی داره به بازار میاد(ارائه میشه)
تقی قیصری
به منصه‌ی ظهور رسیدن، به عرصه رسیدن، پوست انداختن، رو آمدن
Shirin
اشکار شدن
محدثه فرومدی
سر برآوردن، بیرون آمدن
A
خیلی توهین آمیزه که بگی همجنسباز ، باید بگی همجنسگرا این درستشه
🌠MM93🌠
آشکار شدن،برملا شدن
🐾 مهدی صباغ
مرخص شدن از بیمارستان
آزاد شدن از زندان
SarS
معنی اعلام گرایش جنسی برای همجنس باز عامیانه اش هستش. (خطاب به آقای A) نمیشه که گفتن همجنسگر ا رو الزامی کرد. مثل اینه که شما مجبور کنی یکی به کفترباز بگه کفترگرا
تقی قیصری
از تنور درآوردن (کنایه از چیز تازه ارائه کردن). این محصول را تاز ه از تنورشان درآورده‌اند.
tinabailari
خارج شدن ، [ روزنامه ، کتاب و غیره ] منتشر شدن
when is her new book coming out
کتاب جدیدش کِی منتشر می شود ؟؟⛷
MISS sadi
از بین بردن کیفیت یا رنگ روی لباس.
منتشر کردن خبری در عموم پس از مخفی بودنش.
اطلاع یا نتیجه ای رو منتشر کردن.
مرخص شدن از ی مکانی بعد ی مدت زمانی.
Hani
در داستان جوجه اردک زشت این ترکیب آمده است جمله این است
Five pretty, yellow baby duckling came out در اینجا came out به معنی بیرون آمدن از تخم معنی می شود
میختاریان
خطاب به SarS

بله، هم همجنس‌گرا داریم هم همجنس‌باز؛ و هرکدوم می‌تونن در جای درستش در مورد فرد مناسب به‌کار برن. اما این‌جا که صحبت بود از اعلام ترجیح جنسی، بهتر بود که همجنس‌گرا به‌کار می‌رفت.
محپد
اکران شده/برای فیلم ها
صبایی
اگر برای موسیقی، کتاب، فیلم، اطلاعات (مثل نتیجه ی امتحانات) به کار بره به معنی ارائه شدن به مردمه
اگر برای ماه و خورشید و ابر و... به کار بره به معنی ظاهر شدن در آسمانه
اگر برای اطلاعات و مسائلی که قبلا به صورت راز حفظ میشده به کار بره به معنی معلوم شدنه
غزال سرخ
اظهار گرایش جنسی [در ادبیاتِ متداول همجنسگرایان و دگرباشان جنسی]
English User
از کار در آمدن، جور خاصی به انتها رسیدن
These figures have come out wrong! I don't understand it.
Your painting has come out really well.
جور خاصی اظهار شدن، تلقی شدن،گفته شدن،برداشت شدن
I didn’t mean it to come out as a criticism.
She had only meant to defend herself, but it had come out all wrong

https://www.macmillandictionary.com/dictionary/british/come-out
مهدی افتخار

- آشكار شدن‌، واضح‌ شدن‌
- (براى فروش‌ يا بازرسی و غيره‌) ارائه‌ شدن‌
- پاگشا كردن‌، (رسماً به‌ اجتماع‌) معرفی كردن‌ (به‌ ويژه‌دختر دم‌ بخت‌ را)
- (به‌ پايان‌ يا به‌ نتيجه‌ و غيره‌) رسيدن‌
- (در مورد همجنس‌ گرایان) ترجيح‌ جنسی خود را اعلام‌ كردن‌ (t‏e‏s‏o‏l‏c‏ e‏h‏t‏ f‏o‏ t‏u‏o‏ e‏m‏o‏c‏ هم‌ میگويند)
ریحوونه
منتشر کردن، بیرون آمدن یک اثر
Be published
Morteza
آشکار شدن
Seyyedalith
بیرون آمدن مواد از چیزی
Dark Light
یکی از معانیش در رابطه با آشکار سازی گرایش جنسی میادش. مثلا وقتی ینفر که تا بحال یک فرد معمولی تصور میشده میاد به خانواده یا به دیگران گرایشش رو میگه (که من lgbt هستم) و ازش پرده برداری و رونمایی میکنه که ممکنه با واکنش بد یا خوب اطرافیان روبرو بشه
Fateme abbasnejad
کاری را به اتمام رساندن
Hossein
خارج شدن
خارج می شود
خارج می شوند
Mahsa
در مورد زندان: آزاد شدن
ak
خودش را به اجتماع معرفی می‌کند که مثلاً من ترنس(تراجنسیتی) هستم.
عباس محمدی
فائق شدن، سر بلند بیرون آمدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی come out

کلمه : come out
املای فارسی : سوم آوت
اشتباه تایپی : زخئث خعف
عکس come out : در گوگل

آیا معنی come out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )