برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

colon

/ˈkoʊlən/ /ˈkəʊlən/

معنی: قولون، روده بزرگ، دونقطه، نشان دونقطه، معاء غلاظ، ستون روده، دونقطه یعنی این علامت
معانی دیگر: (فرانسه) کوچ نشین (به ویژه اگر مالک مزرعه ی بزرگ باشد)، (نقطه گذاری) دو نقطه: (که قبل از نقل قول یا توضیح یا مثال یا یک سلسله ارقام و اقلام و غیره می آید)، (کالبد شناسی) قولون، روده ی بزرگ، کولون، کولن (واحد پول کشور کاستاریکا و السالوادر) (رجوع شود به: money)، دونقطه یعنی این علامت :

بررسی کلمه colon

اسم ( noun )
(1) تعریف: a punctuation mark (:) indicating that what follows is a series, example, summation, elaboration, or the like.

(2) تعریف: a sign (:) used to separate numbers in ratios, as in "a ratio of 1:10," and in the writing of times of day, as in "10:23 A.M.".
اسم ( noun )
حالات: cola, colons
• : تعریف: in anatomy, the segment of the large intestine between the cecum and the rectum.

واژه colon در جمله های نمونه

1. colon cancer is a silent killer
سرطان روده‌ی بزرگ بی‌خبر انسان را می‌کشد.

2. to exteriorize the colon
بریدن و درآوردن قولون

3. he has cancer of the colon
او سرطان قولون دارد.

4. Here, too, the colon must be followed by a dash.
[ترجمه ترگمان]اینجا هم، روده باید توسط یه حمله تعقیب بشه
[ترجمه گوگل]در اینجا نیز کولون باید یک خط تیره باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The colon, or large intestine, distends and fills with gas.
[ترجمه ترگمان]روده بزرگ، یا روده بزرگ، distends و گاز را پر می‌کند
[ترجمه گوگل]روده بزرگ، یا روده بزرگ، گسترش می یابد و با گاز پر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Calcium may aid in the prevention of colon cancer.
[ترجمه ترگمان]کلسیم ممکن است به جلوگیری از سرطان روده کمک کند
[ترجمه گوگل]کلسیم ممکن است در جلوگیری از سرطان کولون کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف colon

قولون (اسم)
appendix , colon , large intestine
روده بزرگ (اسم)
colon , large intestine
دونقطه (اسم)
colon
نشان دونقطه (اسم)
colon
معاء غلاظ (اسم)
colon , large intestine , ileum
ستون روده (اسم)
colon
دونقطه یعنی این علامت (اسم)
colon

معنی عبارات مرتبط با colon به فارسی

(بخش میانی روده ی بزرگ که افقی است) ستون روده ی میانی

معنی colon در دیکشنری تخصصی

colon
[علوم دامی] کولن یا قلون ؛ بخشی از روده بزرگ شامل سه بخش کولن بالا رونده ، افقی ، پایین رونده .
[بهداشت] قولون
[علوم دامی] کولن بالا رونده .
[علوم دامی] کولن پایین رونده .
[علوم دامی] کولن افقی

معنی کلمه colon به انگلیسی

colon
• punctuation mark composed of two vertically aligned dots; part of the large intestine between the cecum and rectum (in humans); part of the digestive tract between the stomach and rectum (in animals)
• a colon is the punctuation mark (:).
• your colon is the part of your intestine above your rectum.
colon bacillus
• type of rod-shaped intestinal bacteria found in the colon of humans and animals (causes infections of the urogenital tract and of neonatal meningitis and diarrhea in very young children)
atonic colon
• (medicine) "lazy colon", lack or absence of muscle tone in the colon which may result in chronic constipation
cristobal colon
• christopher columbus (1451-1506), italian explorer and navigator who discovered america in 1492
semi colon
• a semi-colon is the sign (;) which is used in writing to separate parts of a sentence or to indicate a pause.
sigmoid colon
• lower part of the large intestine that connects to the rectum (anatomy)

colon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سهراب
علامت دو نقطه( : )
Par
روده
amir
کامپیوتر(دونقطه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی colon

کلمه : colon
املای فارسی : کولون
اشتباه تایپی : زخمخد
عکس colon : در گوگل

آیا معنی colon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )