برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

collective

/kəˈlektɪv/ /kəˈlektɪv/

معنی: انبوه، بهم پیوسته، اجتماعی، جمعی، اشتراکی، مشاع
معانی دیگر: همگانی، دسته جمعی، مشترک، گروهی، مزرعه ی اشتراکی، (دستور زبان - اسم) جمع، گردآوری شده، وابسته به گردآوری

بررسی کلمه collective

صفت ( adjective )
(1) تعریف: formed by collecting; combined to make a whole.

- Peasants were brought from other areas to work on the large collective farms established by the government.
[ترجمه ترگمان] روستاییان از مناطق دیگر برای کار بر روی مزارع جمعی بزرگ که توسط دولت تاسیس شده‌بود، آورده شدند
[ترجمه گوگل] دهقانان از نواحی دیگر به کار خود در مزارع انبوه بزرگ تاسیس شده توسط دولت آمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or relating to a group that is composed of individuals but is considered together.
متضاد: individual
مشابه: common, communal, general

- With so many people being affected by the proposed project, we thought it was important to make a collective decision about it.
[ترجمه ترگمان] با توجه به اینکه بسیاری از مردم تحت‌تاثیر پروژه پیشنهادی قرار گرفتند، فکر کردیم مهم است که در مورد آن تصمیم جمعی بگیریم
[ترجمه گوگل] با توجه به این که بسیاری از افراد تحت تاثیر پروژه های پیشنهادی قرار گرفته اند، ما فکر می کنیم که تصمیم گیری جمعی در مورد آن مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of a noun, singular in its a ...

واژه collective در جمله های نمونه

1. collective leadership
رهبری چندگانه (رهبری مشترک)

2. collective noun
اسم جمع

3. a collective decision
تصمیم همگانی (از سوی همه)

4. a collective effort
کوشش جمعی

5. a collective farm
مزرعه‌ی اشتراکی

6. he worked in a collective farm
او در مزرعه‌ی اشتراکی کار می‌کرد.

7. the word "crowd" is a collective noun
واژه‌ی "crowd" اسم جمع است.

8. Only with organization can the wisdom of the collective be given full play.
[ترجمه ترگمان]تنها با سازمان می‌توان عقل جمعی را کامل کرد
[ترجمه گوگل]فقط با سازمان می تواند حکمت جمعی را کامل بازی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They hold together for collective security.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها برای امنیت جمعی گرد هم می‌آیند
[ترجمه گوگل]آنها برای امنیت جمعی یکدیگر را نگه می دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف collective

انبوه (صفت)
gross , luxuriant , aggregate , dense , thick , bushy , voluminous , collective , rank , multitudinous , thick-set , floccose
بهم پیوسته (صفت)
aggregate , compact , collective , conjunct , indiscrete
اجتماعی (صفت)
collective , social , ecclesiastic , public , civic , republican , social-minded
جمعی (صفت)
plural , collective
اشتراکی (صفت)
common , collective , communal
مشاع (صفت)
joint , common , collective

معنی عبارات مرتبط با collective به فارسی

(در مذاکرات بین کارگران و کارفرمایان) معامله ی گروهی، توافق جمعی، مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما
مزرعه اشتراکی، کلخوز
رجوع شود به: multiple fruit
امنیت گروهی (اتحادیه چند کشور و مقابله ی دسته جمعی آنها با کشوری که یکی از آنها را تهدید کند)، تامین دسته جمعی، تامین اجتماعی
(روان شناسی) ناخودآگاهی همگانی، ناهشیاری جمعی

معنی collective در دیکشنری تخصصی

collective
[علوم دامی] یک گروهی از مواد که باهم مخلوط می شوند
[نساجی] قرارداد دسته جمعی
[ریاضیات] رفتار جمعی
[شیمی] الکترود جمع کننده
[زمین شناسی] گروه تجمعی یک اصطلاح جانورشناسی برای یک مجموعه جانوران که می توانند گونه های قابل شناسایی تقسیم شوند، ولی موقعیت ژنریک یا جنسی آنها نامشخص می باشد. هیچ گونه ویژه یک نسل مورد نیاز نیست ولی نام مشترک به عنوان یک درجه ژنریک تلقی می شود. (کووآن 1968).
[عمران و معماری] کانال خروجی اصلی
[شیمی] خواص کولیگاتیو
[ریاضیات] قضیه ی جمعی
[ریاضیات] نظریه ی مخاطره ی جمعی
[آمار] نظریه مخاطره دسته جمعی
[زمین شناسی] گونه تجمعی یک اصطلاح گیاه شناسی برای مجموعه ای از گونه ها که بطور منفرد قابل شناسایی اند، ولی بشدت بهم شبیه می باشند. این اصطلاح غیر رسمی است و هیچ جایگاهی در فهرست نامها ندارد (کووآن – 1968).
[روانپزشکی] ناخودآگاه جمع ...

معنی کلمه collective به انگلیسی

collective
• cooperative enterprize (i.e. factory, farm, etc.)
• combined; communal, common; obtained through cooperation
• collective means shared by or involving every member of a group of people.
collective agreement
• agreement which involves a number of different parties
collective agricultural labor settlements
• general term for agricultural settlements in israel affiliated with the labor movement
collective bargaining
• negotiations between an employer and labor union representatives concerning an improvement of work conditions or wages
• collective bargaining is the talks that a trade union has with an employer which are intended to settle what the workers' pay or conditions should be.
collective negotiation
• negotiations between an employer and labor union representatives concerning an improvement of work conditions or wages
collective noun
• noun which has a singular form yet has a plural meaning (people, herd, etc.)
collective ownership
• ownership held in common, collective control
collective punishment
• group punishment, penalization of an entire group
collective responsibility
• group responsibility, accountability by an entire group
collective security agreement
• international agreement in which countries agree to jointly defend any member country that is under attack from an outside force (nato is one such pact)
collective settlement
• community which is jointly operated by its residents
collective un ...

collective را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

H.m.a
در هلیکوپتر معنی اهرم و دسته گام کلی می دهد
الهام حمیدی
دسته جمعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی collective

کلمه : collective
املای فارسی : کاللکتیو
اشتباه تایپی : زخممثزفهرث
عکس collective : در گوگل

آیا معنی collective مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )