برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1463 100 1

collection

/kəˈlekʃn̩/ /kəˈlekʃn̩/

معنی: جمع اوری، اجتماع، مجموعه، گرد اوری، کلکسیون، وصول، گرداورد
معانی دیگر: گرد آوری، جمع آوری، جمع کردن، گردآورد، انباشتگی، توده، جمع شدگی، کپه

بررسی کلمه collection

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of collecting.
مترادف: accumulation, aggregation, assembly, gathering
مشابه: compilation, conglomeration, gather

(2) تعریف: a group of items of the same type, gathered for display or study.
مترادف: assemblage, assortment, compilation, group, set
مشابه: accumulation, album, anthology, array, bunch, cluster, corpus, heap, hoard, hodgepodge, jumble, pile, series, treasury, variety

- a coin collection
[ترجمه ترگمان] یک مجموعه سکه
[ترجمه گوگل] یک مجموعه سکه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- an art collection
[ترجمه ترگمان] یک مجموعه هنری
[ترجمه گوگل] یک مجموعه هنری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the gathering of money from members of a group.
مترادف: contribution, donation, oblation, offering
مشابه: alms, pledge, tithe

- The church took up a collection for the poor.
[ترجمه ترگمان] کلیسا مجموعه‌ای را برای فقرا برداشت
...

واژه collection در جمله های نمونه

1. a collection of antique relics
مجموعه‌ای از آثار عتیقه

2. a collection of arnold's poetry and criticism
مجموعه‌ی اشعار و نقدهای آرنولد

3. a collection of old coins will be on exhibition tomorrow
مجموعه‌ای از سکه‌های قدیمی فردا به نمایش گذاشته خواهد شد.

4. a collection of rugs
گردآورد (مجموعه‌ی) فرش‌های ایرانی

5. garbage collection
جمع کردن خاکروبه

6. infinitesimal collection
دسته‌ی بسخرد (نامتناهی)

7. the collection of automobile judgements from uninsured motorists
گردآوری جریمه‌های اتومبیل از رانندگان بدون بیمه

8. the collection of house rents
وصول کرایه‌ی خانه‌ها

9. the collection of signatures
گرد آوری امضا

10. the collection of tax monies
وصول وجوه مالیاتی

11. a stamp collection
گردآورد (کلکسیون) تمبر

12. an art collection
مجموعه‌ی آثار هنری

13. an impressive collection of short poems
...

مترادف collection

جمع اوری (اسم)
accumulation , cumulation , muster , collection , hoarding , assemblage
اجتماع (اسم)
union , muster , collection , assemblage , meeting , aggregation , community , commonwealth , society , assembly , crowd , commonweal , milieu , turn-out
مجموعه (اسم)
complex , collection , scrapbook , almanac , set , anthology , chrestomathy , treasury , music book , reading book , set of series
گرد اوری (اسم)
cumulation , collection , amassment , gathering , compilation
کلکسیون (اسم)
collection
وصول (اسم)
collection , recovery
گرداورد (اسم)
collection

معنی عبارات مرتبط با collection به فارسی

جمع اوری داده ها
زباله روبی
مجموعه ی هنری امانتی

معنی collection در دیکشنری تخصصی

collection
[حسابداری] وصول
[کامپیوتر] جمع آوری .
[حقوق] وصول، گردآوری، مجموعه
[ریاضیات] گردآورده، دسته، گردایه، مجموعه، پرانتز، جمع آوری، گنجینه، وصول، گردآورد
[آمار] گردایه , مجموعه
[حسابداری] موسسه خدماتی وصول مطالبات
[حقوق] بنگاه یا نمایندگی وصول، تحصیلداری
[حقوق] عامل یا نماینده وصول، تحصیلدار
[حسابداری] طرحهای پاداش دسته جمعی
[ریاضیات] جمع آوری داده های آماری
[آب و خاک] سیستم جمع آوری
[معدن] ناحیه جمعآوری (فلوتاسیون)
[حقوق] بروات وصولی
[ریاضیات] گردایه ی شمارا، دسته ی شمارش پذیر
[حسابداری] اعتبار و وصول مطالبات
[عمران و معماری] جمع آوری آمار
[کامپیوتر] جمع آوری داده ها
[برق و الکترونیک] کسب داده ها
[بهداشت] گردآوری داده ها
[ریاضیات] جمع آوری داده ها
[آمار] گردآوری داده ها
...

معنی کلمه collection به انگلیسی

collection
• group of objects that have been collected; money collected from people; accumulation
• a collection of things is a group of similar or related things.
• collection is the act of collecting something from a place or from people.
• a collection is also the organized collecting of money from people for charity, or the amount of money that is collected.
collection activity
• gathering of money owed
collection agency
• intelligence division continuously and systematically collecting information; agency that collects payments on unpaid bills, firm that collects payments on delinquent loans, business that collects unpaid bills for other companies
collection commission
• percentage received for collecting a debt for another party
collection cycle
• time transpiring between payments on a debt
collection fee
• payment received for collecting a debt for another party
collection of articles
• compilation essays or papers, compilation of articles
collection percentage
• relation between debts which have been paid during a specific period to the sum of the debts owed at the beginning of that period
collection point
• protected place relatively closed to the combat zone where troops and weapons are concentrated
collection reminder
• payment reminder, reminder that a payment date is approaching or has already passed
collection time
• fixed time at which letters are collected from a mailbox
autumn collection
...

collection را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

vahidaslani
گردایه
KM
کلکسیون
a group of objects of a particular type
that somebody has collected
زینب زرمسلک
مجموعه، کلکسیون، توده
ج قاسمی
تجمیع
Hossein
A group of objects that some body has collection
حوریا کاویانپور
A group of objects of a particular type that somebodyhas collected
منبع=کتاب کانون زبانایران.ترم reach ۴.از کتاب ساپلمنتری۶.من خودم دخترم و کانون زبان میرم و در reach 4 هستم و اینم منبع.
مهربان 😘😘😘
جمع آوری
shiva_sisi‌
a group of objects of a particular type
that somebody has collected
BB
A group of objects of a particular type that sombody has collected
میلاد علی پور
مجموعه ی گردآوری شده، ستِ جمع شده
هومان معمارباشی
Collection از سه قسمت تشکیل شده:
1:col: که از واژه ی هندی اروپایی پیشین kom می آید که به معنی نزدیک می باشد.
2: lec از واژه ی هندی اروپایی پیشین leg می آید که به معنی جمع کردن می باشد. در لاتین legere می باشد. گوتیک: lisan و در زبان باستانی هیتی less-zi می باشد.
3: tion: در لاتین ionem می باشد که پسوندی است سازندۀ اسم از حالت، شرط و عمل.
•_ •
جمع آوری کردن، گرفتن از همه
♥Amirmaghare_lover♥
group of objects of a particular type that sombody has collected
مجموعه🍁

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی collection
کلمه : collection
املای فارسی : کالکشن
اشتباه تایپی : زخممثزفهخد
عکس collection : در گوگل

آیا معنی collection مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران