برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

collaps

معنی collaps در دیکشنری تخصصی

collaps
[بهداشت] از حال رفتن
[بهداشت] کولاپس ریه

collaps را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohsen_behzadi44
فرو ريزش
مرتضی جلیلی کهنه شهری
(در علم مکانیک) collaps یعنی از بین رفتن قسمتی از ماده که تحت بارگذاری کششی به ناحیه پلاستیک رسیده و در نهایت از هم گسیخته می شود
نسیم
ورشکست شدن
d10
مچاله شدن
داود
تو رفتن
دکتر سعیدی
نشستن با خستگی زیاد
محمد کلاسیان
فروپاشی
حنانه
فرو ریختن
هادی قاسمی
سر خوردن و فرو ریختن
هادی قاسمی
the tree collapsed right in front of our house.
Hadis
1.فروپاشی،فروریختن،خراب شدن
2.ازحال رفتن
Talieh
ولو شدن
فریبا
to suddenly fall down or become unconscious because you are ill or weak
Bahar
این واژه در فیزیک در بحث درباره فروپاشی تابع موج
رمبش معنی می شود
Collapse of wave function
رمبش تابع موج
مهسا
غش کردن
Hanie
نتیجه نداشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی collaps مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )