برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1731 100 1
شبکه مترجمین ایران

colin

/ˈkoˌlɪn/ /ˈkɒlɪn/

معنی: بدبدک، بلدرچین امریکایی
معانی دیگر: رجوع شود به: bobwhite، اسم خاص مذکر، بدبده

واژه colin در جمله های نمونه

1. They've had to make economies since Colin lost his job.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها باید از زمانی که کالین شغل خود را از دست داده بود، صرفه‌جویی کنند
[ترجمه گوگل]آنها از زمانی که کالین کار خود را از دست داد، باید اقتصاد را به وجود آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Colin came close to having a nervous breakdown last year.
[ترجمه ترگمان]سال گذشته کالین دچار شکستگی عصبی شده بود
[ترجمه گوگل]کولین در سال گذشته نزدیک به شکستگی عصبی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Colin Mitchell will judge the entries each week.
[ترجمه ترگمان]کالین میچل هر هفته the را داوری خواهد کرد
[ترجمه گوگل]کالین میچل هر روز مطالب را قضاوت خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Colin tried to swim after him but the strong undercurrent swept them apart.
[ترجمه ترگمان]کالین سعی کرد بعد از او شنا کند اما این جریان نیرومند آن‌ها را از هم جدا کرد
[ترجمه گوگل]کالین تلاش کرد پس از او بیدار شود، اما زیر سایه ی قوی او را از هم جدا کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف colin

بدبدک (اسم)
quail , colin
بلدرچین امریکایی (اسم)
colin

معنی کلمه colin به انگلیسی

colin
• male first name; family name
colin powell
• (born 1937) retired united states general, united states secretary of state (2001- )

colin را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی colin

کلمه : colin
املای فارسی : کالین
اشتباه تایپی : زخمهد
عکس colin : در گوگل

آیا معنی colin مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )