برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

cold turkey


(در مورد معتادان) ترک اعتیاد (یکباره و به طور کامل)، محروم (کردن یا شدن معتاد از آنچه که به آن خو دارد)، خمار، (خودمانی) بدون تهیه وتدارک، بدون آمادگی، بلامقدمه، (خودمانی) به طور صریح و بی پرده، بی رو دربایستی

بررسی کلمه cold turkey

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) abrupt and total withdrawal from using an addictive substance such as a drug or tobacco.
قید ( adverb )
(1) تعریف: abruptly and totally.

- He quit heroin cold turkey.
[ترجمه mohammad] او هروئین را به یک باره کنار گذاشت.
|
[ترجمه ترگمان] اون بوقلمون رو ترک کرد
[ترجمه گوگل] او ترک ترکیه هروئین سرد را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: without preparation.

- She gave her sales pitch cold turkey.
[ترجمه ترگمان] اون به اون بوقلمون نر خیلی سردی داد
[ترجمه گوگل] او به فروش وی به ترکیه سرماخوردگی داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه cold turkey در جمله های نمونه

1. Serve with slices of cold turkey or ham.
[ترجمه ترگمان]با برش‌های بوقلمون سرد و یا گوشت خوک سرو کنید
[ترجمه گوگل]با برش های بوقلمون سرد یا ژامبون سرو کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I quit smoking cold turkey.
[ترجمه شهرام] من به یکباره و یهویی، سیگار را ترک کردم.
|
[ترجمه ترگمان] بوقلمون سرد رو ترک کردم
[ترجمه گوگل]من ترکیه ترک سیگار را ترک کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I quit that shit cold turkey and never did it again.
[ترجمه مریم] من اون لعنتی رو یهو کنار گذاشتم و دیگه انجامش ندادم.(دیگه سراغش نرفتم)|
[ترجمه ترگمان]من اون بوقلمون سرد رو کنار گذاشتم و دیگه این کار رو نکردم
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه cold turkey به انگلیسی

cold turkey
• cold turkey is the unpleasant physical reaction that people experience when they suddenly stop taking a drug that they are addicted to; an informal expression.
go cold turkey
• stop doing a habitual activity suddenly and completely (such as smoking)
stop cold turkey
• stop doing a habitual activity suddenly and completely (such as smoking)

cold turkey را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قلعی
یکباره،یکدفعه
xxx
ترک اعتیاد
Diana
Suddenly, یکباره ،ناگهانی
tinabailari
ناگهانی
he stopped smoking cold turkey
او ناگهانی سیگار کشیدن را ترک کرد 🔘
علیرضا
نَسَخ (شدن)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی cold turkey

کلمه : cold turkey
املای فارسی : کلد ترکیه
اشتباه تایپی : زخمی فعقنثغ
عکس cold turkey : در گوگل

آیا معنی cold turkey مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )