برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

cold feet

/koʊld fit/ /kəʊld fiːt/

واژه cold feet در جمله های نمونه

1. She got cold feet before her wedding.
[ترجمه اسد] او قبل از عروسی جا زد (یا دو دل شد ).
|
[ترجمه ترگمان]قبل از عروسی پاهاش سرد شده بود
[ترجمه گوگل]او قبل از عروسی او پاهای سرد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He got cold feet at the last minute.
[ترجمه اسد] در اخرین لحظه جا زد.
|
[ترجمه ترگمان]در آخرین لحظه، پاهایش سرد شد
[ترجمه گوگل]او در آخرین لحظه صبر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Government is getting cold feet about the reforms.
[ترجمه ترگمان]دولت در حال برداشتن گام‌های سرد در مورد اصلاحات است
[ترجمه گوگل]دولت در مورد اصلاحات صبور است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه cold feet به انگلیسی

cold feet
• reluctance, fear, hesitation
get cold feet
• become too frightened or apprehensive to continue an endeavor, falter, waver
got cold feet
• became too frightened or apprehensive to continue an endeavor, faltered, wavered
have cold feet
• lack confidence, be afraid of doing something

cold feet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیمین
ترسیدن
دستخوش واهمه شدن
محسن قنادیان
پاهای سرد کنایه از تنها خوابیدن است!
مجرد ماندن
مثال:
وقتی به کسی می خوان یکی از خوبی های ازدواج رو بگن:
think of a warm feet on a cold night
فرهاد مالکی
دستپاچه شدن
طبیبی
دودل، مردّد
احمد احمدی
جا زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی cold feet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )