برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

cold boot

واژه cold boot در جمله های نمونه

1. PROBLEM My diamondback does not respond after a cold boot.
[ترجمه ترگمان]مشکل من بعد از یک پوتین سرد واکنش نمی‌دهد
[ترجمه گوگل]مشکل من diamondback پس از بوت سرد پاسخ نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I finally lugged my computer outside to the freezing cold where I saw cold boot ups close to 5C.
[ترجمه ترگمان]بالاخره کامپیوترم را بیرون از سرما منجمد کردم، جایی که نزدیک به ۵ درجه سانتیگراد را دیدم
[ترجمه گوگل]در نهایت من کامپیوترم را در خارج از خنک نگه داشتم و در آنجا سردی های بوت سرد را در نزدیکی 5C دیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Booting up from a powerless state, also called a cold boot, will restore the printer's default settings and you may be able to carry on.
[ترجمه ترگمان]راه‌اندازی مجدد از یک وضعیت ناتوان، که یک راه‌انداز سرد نیز نامیده می‌شود، تنظیمات پیش‌فرض چاپگر را باز خواهد گرداند و ممکن است قادر به ادامه آن باشید
[ترجمه گوگل]بوت شدن از یک حالت بی حالت، همچنین یک بوت سرد نامیده می شود، تنظیمات پیش فرض چاپگر را بازیابی می کند و شما ممکن است قادر به ادامه دادن باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی cold boot در دیکشنری تخصصی

cold boot
[کامپیوتر] راه اندازی سرد ، عامل به درون آن ، روشن کردن کامپیوتر و بار کردن سیستم .
[کامپیوتر] راه اندازی سرد نگاه کنید به boot.

معنی کلمه cold boot به انگلیسی

cold boot
• startup from a computer which was previously turned off

cold boot را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی cold boot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )