برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

cold blooded

/koʊldˈblədəd/ /kəʊldˈblʌdɪd/

خونسرد، بی عاطفه خون سرد، عاری ازاحساسات

بررسی کلمه cold blooded

صفت ( adjective )
مشتقات: cold-bloodedly (adv.), cold-bloodedness (n.)
(1) تعریف: of animals such as fishes and reptiles, having blood whose temperature is dependent upon the temperature outside the organism. (Cf. warm-blooded.)
متضاد: warm-blooded

(2) تعریف: done without or lacking kindness or other humane feelings; heartless; cruel.
مشابه: cruel, heartless, ruthless

- a cold-blooded assassin
[ترجمه ترگمان] یه قاتل خونسرد
[ترجمه گوگل] قاتل خونخوار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: unusually uncomfortable in cold weather.

معنی کلمه cold blooded به انگلیسی

cold blooded
• someone who is cold-blooded shows no pity or emotion.
cold blooded murder
• brutal homicide, cruel murder, malicious killing

cold blooded را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سپهر زندوکیلی
معنیه (سنگدل) هم میتونه داشته باشع
سعید ترابی
بی احساس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی cold blooded

کلمه : cold blooded
املای فارسی : کلد بلودد
اشتباه تایپی : زخمی ذمخخیثی
عکس cold blooded : در گوگل

آیا معنی cold blooded مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )