برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

cohort

/ˈkoʊhɔːt/ /ˈkəʊhɔːt/

معنی: پیرو، گروه، هم کار
معانی دیگر: هوادار، همدسته، باند، همپالکی، همپایه، همگروه، دار و دسته، (روم باستان) یگان نظامی سیصد تا ششصد نفری، یک دسته سرباز، یگان (نظامی)، (به طور کلی) گروه، دسته، شریک جرم، توطئه گر، (در جرم) همدست، طرفدار

بررسی کلمه cohort

اسم ( noun )
(1) تعریف: (often derogatory) a friend or associate.
مشابه: friend

- He and his cohorts were all arrested under suspicion.
[ترجمه ترگمان] او و همراهانش در مورد سوظن دستگیر شده بودند
[ترجمه گوگل] او و همتایانش تحت همه سوء ظن دستگیر شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a group of people connected by some factor, often a shared demographic characteristic.

- All of the students in his cohort were assigned a task on the project.
[ترجمه ترگمان] تمام دانش آموزان گروه او وظیفه خود را در این پروژه به عهده گرفتند
[ترجمه گوگل] تمام دانشجویان در گروه خود یک وظیفه در این پروژه انجام دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Of the women in this cohort--those aged eighteen to thirty--fewer than ten percent reported using the product.
[ترجمه ترگمان] از زنان این گروه - - که در سن ۱۸ تا سی سال - - کم‌تر از ده‌درصد گزارش از محصول را گزارش کرده‌اند
[ترجمه گوگل] از زنان در این گروه - کسانی که در سن هجده تا سی - کمتر از ده درصد گزارش استفاده از محصول
[ترجمه شما] ...

واژه cohort در جمله های نمونه

1. A cohort study of gastric cancer incidence among cimetidine users previously published is extended with additional three years of observation.
[ترجمه ترگمان]مطالعه گروهی از سرطان معده در میان کاربران cimetidine که قبلا منتشر شده، با سه سال مشاهدات دیگر تمدید شده‌است
[ترجمه گوگل]مطالعه کوهورت بروز سرطان معده در میان مصرف کنندگان سیمییدین که قبلا منتشر شده است با سه سال دیگر مشاهده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the first stage of word recognition, cohort reduction occurs as early sensory information defines the word-initial cohort.
[ترجمه ترگمان]در مرحله اول بازشناسی کلمه، کاهش گروه به عنوان اطلاعات حسی اولیه شکل می‌گیرد که گروه اولیه را تعریف می‌کند
[ترجمه گوگل]در مرحله اول شناخت کلمه، کاهش کسورات رخ می دهد به عنوان اطلاعات اولیه حسی تعریف کلمه همجوشی اولیه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The 74 million Baby-Boom cohort dwarfs the 40 million Generation Xers.
[ترجمه ترگمان]۷۴ میلیون نفر کودک نسل X، ۴۰ میلیون نسل X را کوچک کردند
[ترجمه گوگل]74 میلیون کودک همسایه بوم از 40 میلیون نسل Xers استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف cohort

پیرو (اسم)
satellite , adherent , follower , disciple , impersonator , cohort , henchman , juniper
گروه (اسم)
many , school , section , outfit , mass , heap , cohort , kind , flock , society , assembly , clique , ring , troop , team , pack , army , host , corps , group , company , platoon , folk , crowd , class , gang , clinch , cluster , bunch , ensign , fry , shoal , bevy , concourse , swarm , throng , congregation , covey , herd , multitude , horde , legion , rout , skulk , squad
هم کار (اسم)
bloke , cohort , competitor , coadjutor , colleague , teammate , co-worker , counterpart , cooperator

معنی cohort در دیکشنری تخصصی

cohort
[بهداشت] هم گروه
[ریاضیات] گروه
[آمار] هم گروه
[آمار] تحلیل هم گروهی

معنی کلمه cohort به انگلیسی

cohort
• group, gang; one tenth of a legion; companion, friend
• a cohort is a group of people who support a particular person or belief.

cohort را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم موالی زاده
هم گروهی
مطالعه هم گروهی
نیما عبداله پور
گروه آماری
Ati
همدوره
سورنا گوگانی
همزادگان (دسته ای از افراد همسن که در یک جمعیت دیده می شوند)
رهگذر
همکار
وهاب
گروهی از افراد که در یک ویژگی(معمولا سن) مشترکند.
دار و دسته،همدست(در جرم)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی cohort

کلمه : cohort
املای فارسی : کوهورت
اشتباه تایپی : زخاخقف
عکس cohort : در گوگل

آیا معنی cohort مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )