برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

cognitively

واژه cognitively در جمله های نمونه

1. The 2-year-old is cognitively and affectively different from the newborn infant.
[ترجمه ترگمان]کودک ۲ ساله از نظر شناختی و affectively متفاوت از نوزاد تازه متولد شده است
[ترجمه گوگل]2 ساله با نوزاد شناخته شده و متفاوتی از نوزاد تازه متولد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All the volunteers were still cognitively normal at the two-year point, but those with a family history of Alzheimer’s had significantly more brain atrophy than those without a family history.
[ترجمه ترگمان]همه داوطلبان هنوز در این دو سال از نظر شناختی عادی بودند، اما آن‌هایی که سابقه خانوادگی بیماری آلزایمر داشتند، بیشتر از آن‌هایی که سابقه خانوادگی نداشتند، لاغر شده بود
[ترجمه گوگل]تمام داوطلبان در دو سال گذشته هنوز شناختی عادی داشتند، اما افرادی که سابقه خانوادگی آلزایمر داشتند، آتروفی مغزی را به میزان قابل توجهی بیشتر از افرادی که سابقه خانوادگی داشتند، بسیار بیشتر داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. According to the authors, social interactions are cognitively complex experiences that may lead to rapid fatigue in brain regions that regulate attention and alertness.
[ترجمه ترگمان]به گفته نویسندگان، تعاملات اجتماعی تجارب پیچیده شناختی هستند که ممکن است منجر به خستگی سریع در مناطق مغزی شود که توجه و هشیاری را تنظیم می‌کنند
[ترجمه گوگل]بر ...

معنی کلمه cognitively به انگلیسی

cognitively
• by knowing, by perception

cognitively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محب الدین ریگی
از روی شناخت
عباس کاراوند
از روی شناخت
samira
از روی شناخت، شناختی
سینا شه شناس
به طور طبیعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی cognitively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )