برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

coffee cup


فنجان قهوه خوری

واژه coffee cup در جمله های نمونه

1. She crumpled up her coffee cup.
[ترجمه ترگمان]فنجان قهوه‌اش را مچاله کرد
[ترجمه گوگل]او فنجان قهوه خود را خرد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She started some whiskey into my coffee cup.
[ترجمه ترگمان] یه مقدار ویسکی توی فنجون قهوه من ریخت
[ترجمه گوگل]او بعضی از ویسکی را به فنجان قهوه من گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Who broke my coffee cup?
[ترجمه ترگمان]کی فنجان قهوه منو شکسته؟
[ترجمه گوگل]چه کسی فنجان قهوه من را شکست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She rinsed out her coffee cup.
[ترجمه ترگمان]فنجان قهوه‌اش را شست
[ترجمه گوگل]او فنجان قهوه اش را ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Jesse Johnson tipped back his empty coffee cup and flicked his tongue at the last drop.
...

معنی کلمه coffee cup به انگلیسی

coffee cup
• small bowl-shaped container made especially for coffee

coffee cup را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی coffee cup

کلمه : coffee cup
املای فارسی : کافی کاپ
اشتباه تایپی : زخببثث زعح
عکس coffee cup : در گوگل

آیا معنی coffee cup مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )