برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1433 100 1

cocoa

/ˈkokoʊ/ /ˈkəʊkəʊ/

معنی: کاکائو، درخت کاکائو، درخت نارگیل، شیر کاکائو، رنگ کاکائو
معانی دیگر: گرد شکلات، شیر و شکلات، شیر و کاکائو، coco درخت کاکائو

بررسی کلمه cocoa

اسم ( noun )
(1) تعریف: a powder made by roasting and grinding the seeds of the cacao tree and removing most of their fatty oil.

- This hot chocolate is made with high quality cocoa, sugar, and milk.
[ترجمه ترگمان] این شکلات داغ با کاکائو، شکر، و شیر تولید می‌شود
[ترجمه گوگل] این شکلات داغ با کیفیت بالا کاکائو، شکر و شیر ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The recipe calls for half a cup of cocoa.
[ترجمه ترگمان] دستور پخت نصف فنجان کاکائو است
[ترجمه گوگل] دستور غذا برای نیمی از فنجان کاکائو نیاز دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a beverage made by mixing this powder with milk or water and sugar.

- The children came in from playing in the snow to have a cup of cocoa.
[ترجمه ترگمان] بچه‌ها از بازی کردن در برف برای داشتن یک فنجان کاکائو استفاده کردند
[ترجمه گوگل] بچه ها از بازی در برف برای گرفتن یک فنجان کاکائو استفاده کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه cocoa در جمله های نمونه

1. cocoa butter
کره‌ی کاکائو

2. In May, the price of cocoa fell to its lowest level since 1975-7
[ترجمه ترگمان]در ماه مه، قیمت کاکائو از سال ۱۹۷۵ تا ۷ به پایین‌ترین سطح خود رسید
[ترجمه گوگل]در ماه مه قیمت کاکائو تا سال 1975-7 به پایین ترین سطح خود رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They are con-trolling so much cocoa that they are virtually monopolizing the market.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به قدری کاکائو هستند که عملا بازار را به انحصار خود درآورده اند
[ترجمه گوگل]آنها کاکائو را به طور کامل کنترل می کنند که عملا انحصار بازار را دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. West Africa was the pivot of the cocoa trade.
[ترجمه ترگمان]آفریقای غربی محور تجارت کاکائو بود
[ترجمه گوگل]غرب آفریقا محور تجارت کاکائو بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He likes to have a mug of cocoa before bed .
[ترجمه ترگمان]دوست دارد قبل از خواب یک لیوان کاکائو بخورد
[ترجمه گوگل] ...

مترادف cocoa

کاکائو (اسم)
cacao , chocolate , cocoa , coca , coco
درخت کاکائو (اسم)
cocoa , coco , chocolate tree
درخت نارگیل (اسم)
cocoa , coco , coconut palm
شیر کاکائو (اسم)
cocoa
رنگ کاکائو (اسم)
cocoa

معنی عبارات مرتبط با cocoa به فارسی

کره ی کاکائو (روغنی به رنگ سپید مایل به زرد که از دانه ی کاکائو می گیرند)
نارگیل
درخت نارگیل
درخت نارگیل

معنی cocoa در دیکشنری تخصصی

[نساجی] کاکائویی رنگ

معنی کلمه cocoa به انگلیسی

cocoa
• powder made from seeds of the cacao tree; drink made from cocoa powder
• cocoa is a brown powder made from the seeds of a tropical tree, which is used in making chocolate.
• cocoa is also a hot drink made with cocoa powder and milk.
cocoa beans
• dried seeds of the cacao tree (used in making chocolate, cocoa, etc.)
cocoa butter
• fatty substance produced from cocoa seeds

cocoa را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cocoa
کلمه : cocoa
املای فارسی : ککا
اشتباه تایپی : زخزخش
عکس cocoa : در گوگل

آیا معنی cocoa مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )