برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

cobble

/ˈkɑːbl̩/ /ˈkɒbl̩/

معنی: سنگ فرش، سنگ فرش کردن
معانی دیگر: تعمیر یا وصله کردن (کفش و غیره)، پینه دوزی کردن، وصله پینه کردن، با قلوه سنگ فرش کردن، رجوع شود به: cobblestone، (به صورت جمع) رجوع شود به: cob coal

بررسی کلمه cobble

اسم ( noun )
(1) تعریف: a cobblestone.

(2) تعریف: (pl.) coal, in large lumps.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cobbles, cobbling, cobbled
• : تعریف: to pave using cobblestones.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cobbles, cobbling, cobbled
(1) تعریف: to make or repair (shoes or boots).

(2) تعریف: to assemble crudely or hastily.

واژه cobble در جمله های نمونه

1. I just had to cobble this meal together from what I had in the fridge.
[ترجمه ترگمان]من فقط باید این غذا رو از چیزی که توی یخچال داشتم رو با هم لمس کنم
[ترجمه گوگل]من فقط مجبور بودم این غذا را از آنچه که در یخچال داشتم بریزم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You can cobble it together from any old combination of garments.
[ترجمه ترگمان]شما می‌توانید آن را از هر ترکیب قدیمی لباس از هم جدا کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید آن را از هر ترکیبی از لباس های قدیمی بکشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cart clattered over the cobble - stones.
[ترجمه ترگمان]گاری از روی سنگ‌ها به صدا در آمد
[ترجمه گوگل]سبد خرید بیش از بلوک سنگ - سنگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Wisconsin experiment proved one could cobble together a fair approximation of a prairie.
[ترجمه ترگمان]تجربه ویسکانسین ثابت کرد که می توان تقریب خوبی از چمن‌زار چمن را کنار هم گذاشت
[ترجمه گوگل]آزمایشی ویسکانسین ثابت کرد که میتواند یک تقریب منصفانه از یک پرپیچ و خم را با ...

مترادف cobble

سنگ فرش (اسم)
flagging , flag , flagstone , cobble , paving , cobblestone , pavement , macadam , pediment
سنگ فرش کردن (فعل)
flag , cobble , macadamize , pave

معنی cobble در دیکشنری تخصصی

cobble
[عمران و معماری] سنگریزه - قلوه سنگ صاف - قلوه سنگ - سنگپاره
[زمین شناسی] تخته سنگ ، قظعات با قطر 64 – 256 میلیمتر ، بززگتر از پبل و گراول -
سنگ فرش (زمین ریخت شناسی). -
[زمین شناسی] ساحل پاره سنگی ساحل پاره سنگ دار.
[زمین شناسی] کنگلومرای پاره سنگی به یک سنگ تحکیم یافته یا یکپارچه شده که عمدتاً از پاره سنگ تشکیل شده است، گویند.
[زمین شناسی] قلوه سنگ
[آب و خاک] قلوه سنگ

معنی کلمه cobble به انگلیسی

cobble
• naturally rounded stone (especially such a stone used in paving a street); unprofessional or shabby work
• pave with cobblestones (smooth rounded stones); repair shoes
• cobbles are the same as cobblestones.
• if you cobble something together, you make it roughly and without spending much time or effort on it; an informal expression.

cobble را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد ضیایی بیگدلی
جمع و جور کردن- سر هم کردن- ردیف کردن- جفت و جور کردن-
مرتضی
pebble ::: سنگریزه

cobble :::: قلوه سنگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی cobble

کلمه : cobble
املای فارسی : کببل
اشتباه تایپی : زخذذمث
عکس cobble : در گوگل

آیا معنی cobble مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )