برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1408 100 1

coating

/ˈkoʊtɪŋ/ /ˈkəʊtɪŋ/

معنی: پوشش، روکش، اندود
معانی دیگر: پارچه ی پالتویی، روکش رنگ یا چیزهای دیگر

بررسی کلمه coating

اسم ( noun )
• : تعریف: a coat or layer that covers the surface of something.
مترادف: coat, covering, layer
مشابه: blanket, clothing, film, overlay

واژه coating در جمله های نمونه

1. plasma coating
اندایش پلاسمایی

2. silver coating
روکش نقره‌ای

3. to wipe a coating of grease over the table's surface
یک لایه گریس روی سطح میز مالیدن

4. The strap has a fluorescent coating that glows in the dark.
[ترجمه ترگمان]بند یک روکش براق دارد که در تاریکی می‌درخشد
[ترجمه گوگل]بند دارای پوشش فلورسنت است که در تاریکی روشن می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There was a coating of slime on the unwashed sink.
[ترجمه ترگمان]روی سینک ظرفشویی پر از گل بود
[ترجمه گوگل]یک پوشش از لجن در سینک بی نظیر وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The fruit is covered in a thick coating of milk chocolate.
[ترجمه ترگمان]میوه با پوشش ضخیم شکلات پوشانده شده‌است
[ترجمه گوگل]میوه در یک پوشش ضخیم از شکلات شیری پوشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A zinc ...

مترادف coating

پوشش (اسم)
gear , roof , span , shield , cover , armature , coverage , envelopment , coating , covering , overlay , sconce , mantle , robe , capsule , theca , camouflage , capping , sheathing , casing , tunic , casement , incrustation , gaberdine , coverture , shroud , envelope , shale , integument , involucre , involucrum , revetment , roofing
روکش (اسم)
slip , facing , coat , coating , plate , blanket , veneer , capote , casing
اندود (اسم)
coating , overlay , casing , plastering , incrustation

معنی عبارات مرتبط با coating به فارسی

روکش اکسیدی
اندوده به شن وهک، گل مال شده، اجمالا درست شده، ناقص، ناتمام

معنی coating در دیکشنری تخصصی

[سینما] اندودن / اندوده - آستر کردن عدسی
[عمران و معماری] آستر - پوشش - اندود کردن - آغشته کردن - آغشتن - لایه پوششی
[مهندسی گاز] پوشش
[نساجی] پوشش - پوشش با لاک - پوشش دهنده - پوشش دادن پارچه یا منسوج
[خاک شناسی] پوشش
[پلیمر] پوشش دهی
[سینما] پوشش دادن عدسی
[نساجی] فرایند پوشش دهی
[پلیمر] فرایند پوشش دهی
[برق و الکترونیک] پوشش پادرادار پوششی که در بدنه ی بعضی هواپیماها به منظور کاهش بازتاب امواج رادیویی و به حداقل رساندن احتمال کشف توسط رادار به کار می رود .
[شیمی] پوشش آندی
[سینما] اندوده ضد بازتاب
[نفت] روکش ضد خوردگی
[سینما] اندوده ضد هاله
[سینما] روکش ضد انعکاس
[برق و الکترونیک] پوشش پاد باز تاب لایه ی نازکی در یک سطح نوری که برای کاهش بازتابندگی و افزایش انتقال پذیری استفاده می شود .
antistatic coating ...

معنی کلمه coating به انگلیسی

coating
• layer (of paint, dust, etc.) which covers a surface
• a coating of a substance is a thin layer of it.
antireflective coating
• thin layer of material used on optical lenses to reduce reflection and glare
chocolate coating
• covering of chocolate, chocolate frosting
protective coating
• thin layer which protects an object's surface (i.e. lacquer, etc.)

coating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Saeed
پوشش دادن
نگین افصلی
روکش زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی coating
کلمه : coating
املای فارسی : کتینگ
اشتباه تایپی : زخشفهدل
عکس coating : در گوگل

آیا معنی coating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )