برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

climbed

واژه climbed در جمله های نمونه

1. he climbed the stairs slowly
به آهستگی از پله‌ها بالا رفت.

2. he climbed the steps languidly
آهسته‌آهسته از پله‌ها بالا رفت.

3. he climbed the wall and jumped into the garden
او از دیوار بالا رفت و به داخل باغ پرید.

4. he climbed up the rock using some jutting parts as holds
او از برجستگی‌های سنگ‌به عنوان دستگیره استفاده کرد و از صخره بالا رفت.

5. hossein climbed the hill
حسین از تپه بالا رفت.

6. i climbed a hill and gazed at the beautiful prospect spread out before me
از تپه بالا رفتم و به منظره‌ی زیبایی که در مقابلم گسترده بود خیره شدم.

7. she climbed up the social ladder
به بالای نردبان اجتماعی صعود کرد.

8. teymour climbed from the perigee of hardship to the apogee of glory
تیمور از حضیض ذلت به اوج رفعت رسید.

9. a hill able to be climbed
تپه‌ای که می‌توان از آن بالا رفت

معنی کلمه climbed به انگلیسی

climbed down
• descended; admitted a mistake
climbed the wall
• ascended a wall, climbed a partition

climbed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mrym
بالا رفتن
Damer
صعود ^ صعود کرد
Zohre
صعود کرد
sara
از کوه بالا رفتن
افشین
پیشرفت کرد
M
کوهنوردی
fariborz
کوهنوردی
Gg
بالا رفتن
سونیا حاتمی
بالا رفت
👩‍⚕️😜
بالا رفتن
پیشرفت کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی climbed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )