برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1395 100 1

climate

/ˈklaɪmət/ /ˈklaɪmət/

معنی: اقلیم، اب و هوا
معانی دیگر: آب و هوا، شرایط جوی ناحیه ای بخصوص، (به طور کلی) شرایط، وضع، چگونگی، جو، پرگونه

بررسی کلمه climate

اسم ( noun )
مشتقات: climatic (adj.), climatically (adv.)
(1) تعریف: the weather conditions most prevailing in a place, averaged over several years.
مشابه: weather

- Antarctica has a cold climate.
[ترجمه مانا مونا] قطب جنوب اقلیم سردی دارد
|
[ترجمه دکتر محمدشکیبی نژاد] قطب جنوب ازنظراقلیمی دارای هوای سرد وخشک است.
|
[ترجمه ترگمان] قطب جنوب دارای آب و هوای سرد است
[ترجمه گوگل] قطب جنوب دارای آب و هوای سرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a region defined by generally similar weather conditions.
مترادف: clime
مشابه: area, place, region, zone

- We will vacation in a tropical climate this winter.
[ترجمه ترگم ...

واژه climate در جمله های نمونه

1. a climate that cannot be matched
آب و هوایی که نظیر ندارد.

2. desert climate
آب و هوای بیابانی

3. equable climate
آب و هوای معتدل

4. hot climate
آب و هوای گرم

5. inhospitable climate
آب و هوای بد

6. insular climate
آب و هوای آبخستی

7. maritime climate
آب و هوای کرانه‌ای

8. northern climate
آب و هوای شمالی

9. tehran's climate agrees with him
آب و هوای تهران به او می‌سازد.

10. the climate of opinion has become more favorable
جو افکار عمومی مساعدتر شده است.

11. variable climate
آب و هوای دگرسان‌پذیر

12. a genial climate
آب و هوای سالم

13. a hospitable climate
آب و هوای خوشایند

14. a kindly climate
آب و هوای مطبوع

15. a sticky climate
...

مترادف climate

اقلیم (اسم)
continent , climate
اب و هوا (اسم)
weather , climate , clime , sky

معنی عبارات مرتبط با climate به فارسی

اب وهوای ملایم
آب و هوای مدیترانه ای
کوه دراب و هوا تاثیر دارد

معنی climate در دیکشنری تخصصی

climate
[علوم دامی] آب و هوا ؛ منظور شرایط آب و هوایی در یک کنطقه خاص است.
[عمران و معماری] اقلیم
[زمین شناسی] اقلیم متوسط الگوهای آب و هوایی در طول زمان.این نقشه تفسیر ساده شده ای از زون های اقلیمی زمین را نشان می دهد.
[آب و خاک] آب و هوا، اقلیم
[آب و خاک] سختی اقلیم، قهر طبیعت
[عمران و معماری] ویژگیهای اقلیمی
[زمین شناسی] رده بندی اقلیم توصیف انواع متنوع اقلیم توسط عوامل توصیفی مانند درجه حرارت، میزان بارندگی، پوشش گیاهی یا موقعیت نسبت به خشکی و دریا. مثلاً رده بندی تورنث ویت، رده بندی کوپن. نیز ببینید: منطقه اقلیمی، منطقه درجه حرارت.
[عمران و معماری] دوره اقلیمی
[آب و خاک] مدلسازی اقلیمی
[آب و خاک] پیش بینی (بلند مدت) اقلیمی
[عمران و معماری] ناحیه اقلیمی
[آب و خاک] منطقه اقلیمی
[زمین شناسی] واحد اقلیم چینه نگاری (واحد چینه شناسی اقلیمی): اصطلاحی که توسط acsn (ص 664 – 1959) برای یک برهه زمانی با فاصله زمانی شناخته شده به عنوان واحد اقلیم زمین شناسی استفاده شد. این واحد الزاماً / بطور دقیق و مشخص یک واحد چینه شناسی نمی باشد.
...

معنی کلمه climate به انگلیسی

climate
• weather conditions; surrounding conditions
• the climate of a place is the typical weather conditions that occur there.
• you can use climate to refer to a situation, usually when referring to the way it is changing people's attitudes or opinions.
continental climate
• (meteorology) comparatively dry climate with very hot summers and very cold winters (typical of the central parts of asia and north america)
dry climate
• region that receives little rainfall; dry weather
maritime climate
• climate characteristic of areas of land located near the sea
salubrious climate
• climate that promotes good health
social climate
• atmosphere within a social group, atmosphere
soft climate
• comfortable climate, climate of a temperate zone
temperate climate
• pleasant weather which is not too humid (or hot, dry, cold. etc.)
tropical climate
• hot and humid weather, weather typical of regions near the equator
wet climate
• rainy climate

climate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sahra
The normal weather conditions of a particular region:adry, humid climate
Parsa
اب وهوا
ماندانا مظاهری
عقیده عمومی
متین خدائی
آب و هوا
the normal weather conditions of a particular region
Matin
آب و هوا
$ امین$
آب و هوا و یا اقلیم.
دکتر محمدشکیبی نژاد
متاسفانه دربیشتر تبلیغات برای فروش نرم افزارهای غیررایگان بصورت مصطلح غلط کلماتیکه معنای دیگر میدهد و در صحبت کردن روزمره کشورهای مثلا :انگلیسی زبان خصوصا ایالات متحده آمریکا کاملا کلمه ومعنی آنها نیست بطورمثال: درApp Xبه اطفال وافراد بفرض یادمیدهدوآموزش طوطی وارمیگیرند چه برسد آنکه که آن کلمه ثقیل و به سن شخص و جایگاه فرد نمیخورد هیچگاه بدرد او هم نخواهدخورد...دانستن کلمه گناهکار وبزهکار با بیگناه به چه درد یک بچه9-10ساله خواهد خواهد خورد..؟؟!
معنای اصلی ای کلمه:
اقلیم شناسی و آب وهوای زیست محیطی هست و کلمه Sky,Wetherبعنوان آب وهوا استفاده میشود مانند مثال تکمیلی ذیل:.
Lawyerبصورت کلی بمعنی وکیل دادگستری استفاده میشود وکلمات Attorneyکه قبلا توضیح مفصل درهمین لغتنامه داده ام از100نفرتحصیلکرده وشهروندایرانی یا آمریکایی یا انگلیسی95%باتعجب میپرسداین کلمه اختراع شماست یابدتربگوییدBarrister Or Barissterکه به تجربه حتا بامن طرف برای اثبات علم خودش متوصل به دعوا ومرافعه ومع الاسف بعد ازچندین ساعت تسلیم شده است..؟!
بمانند رشته زبان شناسی مانند: زبان انگلیسی بمانند علوم قضاء باگرایشهای مختلف که از ترم اول کارشناسی تادکترا باید عربی وچندزبان دیگررادربالاترین سطح بخوانند وبنویسند وحرف بزنند لاک غلط گیر میشوند و بدون آنکه متوجه باشند هنوز کتاب یا مقاله یا آن کتاب آقا یا خانم دکتر که خود استاد هست وخوانده باشند از جمع مسکر مونث عربی فلان کلمه ایراد میگیرند که برای امثال بنده درد آورترهست...
فریــــــماه رفیعی
climate positive
رویکرد "اقلیم بهتر"
سارا.ی
general climate of opinion
باور عمومی، جو عمومی غالب، عقیده رایج،
Climate of opinion is the perceived majority of opinions of a given social group at a given time.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی climate
کلمه : climate
املای فارسی : کلیمت
اشتباه تایپی : زمهئشفث
عکس climate : در گوگل

آیا معنی climate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )