برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

civilian

/səˈvɪljən/ /sɪˈvɪlɪən/

معنی: شخص غیر نظامی، غیر نظامی
معانی دیگر: (کسی که جزو ارتش یا شهربانی نباشد) غیرنظامی، نالشگری، شخصی

بررسی کلمه civilian

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who is not serving in the military or the police.
مشابه: citizen, laic

- In addition to military personnel, many civilians were killed during the bombings.
[ترجمه ترگمان] علاوه بر پرسنل نظامی، بسیاری از شهروندان در طی این بمب‌گذاری‌ها کشته شدند
[ترجمه گوگل] علاوه بر پرسنل نظامی، بسیاری از غیرنظامیان در طی بمب گذاری ها کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or pertaining to civil life or to civilians; not of the military or police.
مترادف: civil
متضاد: military
مشابه: civic, nonmilitary, public

- He needed time to get used to civilian life again after two years in the army.
[ترجمه ترگمان] او به زمان نیاز داشت تا پس از دو سال در ارتش به زندگی مدنی عادت کند
[ترجمه گوگل] او بعد از دو سال در ارتش دوباره به زندگی غیرنظامی نیاز داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The civilian population will need to be evacuated from the area.
[ترجمه ترگمان] جمعیت غیر نظامی باید از منطقه تخلیه شود
[ترجمه گوگل] جمعیت غیر ...

واژه civilian در جمله های نمونه

1. civilian casualties were heavy
تلفات غیرنظامیان سنگین بود.

2. civilian clothing
لباس شخصی

3. the civilian victims of the bombing
قربانیان غیرنظامی بمباران

4. the twilight zone between military personnel and civilian employees
ناحیه‌ی مبهم میان کارمندان نظامی و کارمندان غیر نظامی

5. Using these missiles to down civilian aircraft is simply immoral and totally unjustifiable.
[ترجمه ترگمان]استفاده از این موشک‌ها به پایین هواپیماهای غیر نظامی، ساده و کاملا ناموجه است
[ترجمه گوگل]استفاده از این موشک ها برای کاهش هواپیماهای غیرنظامی به سادگی غیر اخلاقی و کاملا غیرقابل توجیه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Two soldiers and one civilian were killed in the explosion.
[ترجمه ترگمان]دو سرباز و یک غیرنظامی در این انفجار کشته شدند
[ترجمه گوگل]دو سرباز و یک غیرنظامی در انفجار کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Every effort is being made to minimize civilian casualties.
[ترجمه ترگمان]هر تل ...

مترادف civilian

شخص غیر نظامی (اسم)
civilian
غیر نظامی (صفت)
civil , civilian

معنی کلمه civilian به انگلیسی

civilian
• ordinary citizen; person who is not in the military
• of or pertaining to civilians; not military
• a civilian is anyone who is not a member of the armed forces.
civilian airplane
• privately-owned airplane
civilian clothes
• clothes worn by people who are not in the military or police force; ordinary clothes
civilian control
• authority of the citizens
civilian target
• target which does not belong to the military, target which is used by or belongs to civilians

civilian را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

:(:)
Normal people = civilian
سروش
معمول،متداول،متعارف
غزال سرخ
غیرنظامی
آدم‌های عادی
افراد عادی
افراد معمولی
غزال سرخ
غیرنظامی
آدم‌های عادی
افراد عادی
افراد معمولی
Albatross
عوام
شخص عادی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی civilian

کلمه : civilian
املای فارسی : کیویلین
اشتباه تایپی : زهرهمهشد
عکس civilian : در گوگل

آیا معنی civilian مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )