برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

chiselled

/ˈt͡ʃɪzl̩d/ /ˈt͡ʃɪzl̩d/

معنی: مخروط، چوب اسکنه خورده، اسکنه مانند
معانی دیگر: chiseled : چوب اسکنه خورده

واژه chiselled در جمله های نمونه

1. a finely chiselled table
میز ظریف و خوش ساخت

2. a statue chiselled out of marble
تندیسی که از مرمر تراشیده شده است

3. Martin chiselled a hole in the door for the new lock.
[ترجمه ترگمان]مارتین یک سوراخ در در را برای قفل جدید قفل کرد
[ترجمه گوگل]مارتین یک سوراخ در قفل برای قفل جدید ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A name was chiselled into the stone.
[ترجمه ترگمان]نامی از روی سنگ تراشیده شده‌بود
[ترجمه گوگل]یک نام به سنگ ریخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He chiselled a hole in the door to fit a new lock.
[ترجمه ترگمان]او سوراخی در در گذاشته بود که یک قفل جدید درست کند
[ترجمه گوگل]او یک سوراخ در درب به جا گذاشت تا قفل جدیدی پیدا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She chiselled a figure out of the marble.
[ترجمه ترگمان]هیکلی را از سنگ مرمر ...

مترادف chiselled

مخروط (صفت)
cut , chiseled , chiselled
چوب اسکنه خورده (صفت)
chiseled , chiselled
اسکنه مانند (صفت)
chiseled , chiselled

معنی عبارات مرتبط با chiselled به فارسی

خوش ساخت، (با اسکنه) تراشیده، حک شده، اسکنه کاری شده

معنی کلمه chiselled به انگلیسی

chiselled
• well-shaped, carved as if with a chisel

chiselled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farhood
She chiselled a figure out of the marble
این زن مجسمه (شکل بدن انسان) از سنگ مرمر تراشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی chiselled

کلمه : chiselled
املای فارسی : چیسللد
اشتباه تایپی : زاهسثممثی
عکس chiselled : در گوگل

آیا معنی chiselled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )