برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

chisel in


(عامیانه) انگل دیگران شدن، خود را تحمیل کردن، (ناخوانده) مهمان شدن

واژه chisel in در جمله های نمونه

1. He won't allow anyone to chisel in on his profits.
[ترجمه ترگمان]او به کسی اجازه نخواهد داد که در منافع او قلم پیدا کند
[ترجمه گوگل]او اجازه نخواهد داد که کسی به سود خود دست یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He became a member only by chiselling in.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یکی از اعضای خانواده انتخاب شد
[ترجمه گوگل]او تنها با فریزر شدن در یک عضو شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Tam was on all fours, a wood chisel in his hand, apparently sneaking up on a grazing sheep.
[ترجمه ترگمان]تام روی چهار دست و پا ایستاده بود و یک قلم چوب در دست داشت و ظاهرا مشغول چریدن بود
[ترجمه گوگل]تام در تمام چهار انگشتان بود، یک چوب برش در دستش، ظاهرا از گاو شیری گریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Carvers' chisels differ from carpentry chisels in the way they are sharpened.
[ترجمه ترگمان]chisels Carvers از chisels نجاری به روشی که تیز هستند متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]ضربه گیرهای گیرنده ها با شیار نجاری متفاوت است، به ط ...

chisel in را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی chisel in

کلمه : chisel in
املای فارسی : چیسل این
اشتباه تایپی : زاهسثم هد
عکس chisel in : در گوگل

آیا معنی chisel in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )