برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

chief officer

معنی chief officer در دیکشنری تخصصی

chief officer
[ریاضیات] مدیر ارشد

chief officer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

2006
می تونه مترادف Chairman باشه
به معنی � مدیر عامل، رئیس (شرکت)�
Chief officer = مدیر ارشد
Chairman: Chief officer of a company.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی chief officer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )