برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1405 100 1

chevy

/ˈtʃevi/ /ˈtʃevi/

معنی: تعقیب کردن
معانی دیگر: نگران بودن، دلواپس بودن، بی تابی کردن، شکار، گریز، فریادهنگام شکار

واژه chevy در جمله های نمونه

1. My dad bought me a 67 Chevy automatic, with a brand new paint job.
[ترجمه ترگمان]پدرم ۶۷ Chevy اتوماتیک، با یک کار رنگ جدید برای من خرید
[ترجمه گوگل]پدرم یک ماشین 67 Chevy را با یک کار رنگی جدید به من خرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Any movement, however slight, could crack the Chevy wide open like an uncooked eggshell.
[ترجمه ترگمان]هر حرکتی، هر حرکت کوچک، می‌توانست شورلت را مثل تخم‌مرغ پخته، باز کند
[ترجمه گوگل]هر جنبشی، هر چند کوچک، می تواند Chevy گسترده باز مانند یک پوسته تخم مرغ خرد شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A low-slung gray Chevy pulled into the lot.
[ترجمه ترگمان]یک شورلت کوتاه خاکستری‌رنگ وارد محوطه شد
[ترجمه گوگل]یک Chevy خاکستری کمرنگ به مقدار زیادی کشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The power plant was a 454-cubic-inch, gasoline-powered Chevy V-8 tied to a four-speed automatic transmission.
[ترجمه ترگمان]نیروگاه برق یک شورلت ۴۵۴ متر مکعب بود که یک شورلت gasoline بود که به چهار سرعت انتقال خودکار متصل بود
[ ...

مترادف chevy

تعقیب کردن (فعل)
chase , pursue , tail , follow , chevy , sue , chivvy , law , follow up , hound , prosecute

معنی کلمه chevy به انگلیسی

chevy chase
• (born 1942 as cornelius crane chase), american comedian and movie actor, former cast member of the television series "saturday night live"

chevy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Yaya
نوعی کامیون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی chevy
کلمه : chevy
املای فارسی : چوی
اشتباه تایپی : زاثرغ
عکس chevy : در گوگل

آیا معنی chevy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )