برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

charismatic

/kerəzˈmætɪk/ /ˌkærɪzˈmætɪk/

پرجذبه، جاذبه دار، فرمند، فرهمند (کسی که رفتار و کلامش دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد)، هیربد، وابسته به گروه های مختلف مذهبی که معتقد هستند برخی از روحانیون دارای قدرت شفا و پیشگویی و غیره می باشند (نام این گروه ها: the charismatic church)، عضو این گونه گروه مذهبی

بررسی کلمه charismatic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having unusually strong personal allure or appeal; marked by charisma.
مشابه: magnetic

- The charismatic leader charmed and enthralled his audience.
[ترجمه ترگمان] رهبر پرجذبه حضار را مجذوب و شیفته خود کرد
[ترجمه گوگل] رهبر کاریزماتیک، مخاطبانش را جذب و جذب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of, relating to, or pertaining to any of several religious sects that emphasize direct communication with God, or God-given powers.
اسم ( noun )
• : تعریف: one who professes charismatic religion.

واژه charismatic در جمله های نمونه

1. gandhi was a charismatic leader
گاندی رهبر پرجذبه‌ای بود.

2. the leader of the cult was a charismatic man who enjoyed the complete obedience of his followers
رهبر آن فرقه مرد پرجذبه‌ای بود که از اطاعت کامل پیروانش برخوردار بود.

3. Like all truly charismatic people he can work his magic on both men and women.
[ترجمه ترگمان]مثل همه کسانی که واقعا با او نا آشنا هستند او می‌تواند با هر دو زن و زن جادو کار کند
[ترجمه گوگل]مثل همه افراد واقعا کاریزماتیک می تواند سحر و جادو خود را بر روی مردان و زنان کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Few were able to resist this charismatic and persuasive leader.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از افراد موفق به مقاومت در برابر این رهبر روحانی و متقاعدکننده شده بودند
[ترجمه گوگل]چند نفر قادر به مقاومت در برابر این رهبر کاریزماتیک و متقاعد کننده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Martin Luther King was a very charismatic speaker.
[ترجمه ترگمان]مارتین لوتر کینگ یک سخنگوی بسیار حساس بود
[ترجمه گوگل]مارتین لوتر کینگ سخنران بسیار جذاب بود
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه charismatic به انگلیسی

charismatic
• having a magnetic personality, having leadership ability
• someone who is charismatic is able to attract, influence, and inspire people by their personal qualities.
• the charismatic church is the part of the christian church that believes that people can obtain special supernatural gifts from god.
charismatic leader
• leader whose personal qualities give him influence or authority over large numbers of people, leader with magnetic appeal

charismatic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
گیرا ، کِشَنده ، جذاب ، جذب کننده ، جلب کننده ، جلب‌توجه کننده

اثرگذار ، تاثیرگذار
فواد بهشتی
گیرا، تاثیرگذار
Mahdis.Rahimi
charming and attractive
التن قاسمپور
Some one who has powerful mind

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی charismatic

کلمه : charismatic
املای فارسی : چریسمتیک
اشتباه تایپی : زاشقهسئشفهز
عکس charismatic : در گوگل

آیا معنی charismatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )