برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1435 100 1

chalk

/ˈt͡ʃɑːk/ /t͡ʃɔːk/

معنی: نشان، گچ، طباشیر، با گچ خط کشیدن، علامت سفید کردن، با گچ نشان گذاردن
معانی دیگر: گل سفید، گل کیوه، (انگلیس - در مورد خاک کشاورزی) گچ و آهک زدن، گچ آمیز کردن، کود دادن، با گچ نوشتن یا رسم کردن، علامت یا طرح ترسیم شده با گچ، (انگلیس) صورتحساب، تعداد امتیاز (در مسابقه)، حساب نسیه، گچی، نوشته شده با گچ، (امریکا - خودمانی - در مسابقه ی اسبدوانی) اسبی که احتمال بردن او در مسابقه زیاد است، شرط بندی روی اسب های خوب، گچ زدن به، (در بازی بیلیارد و غیره) به سر چوب (cue) گچ مالیدن، رنگ پریده کردن یا شدن، مثل گچ سفید شدن، (به ویژه در مورد سطوح نقاشی شده) گچ مانند شدن، نرم و پودر مانند شدن

بررسی کلمه chalk

اسم ( noun )
(1) تعریف: a soft whitish limestone derived mostly from minute sea shells.

(2) تعریف: a substance derived from natural chalk that is pressed into a stick-like form and used for writing on a blackboard or drawing on pavement.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: chalks, chalking, chalked
(1) تعریف: to rub, treat, or mark with chalk.

(2) تعریف: to write down or portray in a drawing with chalk.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: chalk up
• : تعریف: of paint, to become so weathered that a powder is formed.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, pertaining to, or made with chalk.

واژه chalk در جمله های نمونه

1. chalk boulders extending from the cliffs
سنگ‌های گچی که از میان صخره‌ها سر برافراشته بود

2. chalk scraping a blackboard makes my hair stand on end
گچ که بر تخته‌ی سیاه کشیده می‌شود موی بدنم را سیخ می‌کند.

3. chalk out
1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن،به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن

4. chalk up
1- (در مسابقات و غیره) امتیاز به دست آوردن،کسب کردن 2- نسیه کردن

5. the chalk made a screeching sound on the blackboard
گچ روی تخته سیاه صدای ناهنجاری کرد.

6. the chalk rasped across the blackboard
گچ بر روی تخته سیاه صدای گوشخراشی ایجاد کرد.

7. this chalk is soft and powders easily
این گچ نرم است و به آسانی پودر می‌شود.

8. they use chalk to write on a blackboard
با گچ روی تخته‌ی سیاه می‌نویسند.

9. different as chalk and cheese
(انگلیس) بسیار متفاوت،بسیار ناهمانند

10. walk a chalk line
(عامیانه) اطاعت کامل کردن،مواظب رفتار خود بودن

11. a piece of chalk for writing
یک تکه گچ برای نوشتن

12. (as) different as chalk and cheese
...

مترادف chalk

نشان (اسم)
trace , attribute , tally , score , slur , benchmark , indication , token , aim , show , sign , seal , stamp , target , mark , marking , insignia , signal , emblem , symptom , brand , presage , track , banner , badge , clue , standard , ensign , vexillum , impress , hallmark , plaque , caret , chalk , cicatrix , symbol , vestige , medal , memento
گچ (اسم)
plaster , chalk , stucco
طباشیر (اسم)
chalk , magnesia
با گچ خط کشیدن (فعل)
chalk
علامت سفید کردن (فعل)
chalk
با گچ نشان گذاردن (فعل)
chalk

معنی عبارات مرتبط با chalk به فارسی

1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن، به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن
سفیده نقرسی
(در کلاس یا جلسه و غیره) خطابه ی همراه نمودار و تصویر روی تخته ی سیاه
1- (در مسابقات و غیره) امتیاز به دست آوردن، کسب کردن 2- نسیه کردن
گچ خیاطی (که همانند صابون خیاطی به کار می رود)، گچ فرانسوی، گچ درزیگران
(انگلیس) به هیچ وجه، ابدا
گچ یا صابون خیاط ی مخصوص علامت گذاری روی پارچه گچ یا صابون خیاطی مخصوص علامت گذاری روی پارچه

معنی chalk در دیکشنری تخصصی

chalk
[عمران و معماری] سنگ آهک نرم - گچ - کربنات کلسیم - گل سفید
[زمین شناسی] گل سفید یا چالک سنگ آهک دریایی نرم، خالص، ریزدانه، سفید تا خاکستری روشن که 90-99% آن از کلسیت تشکیل شده است. اغلب در محیط های آبی کم عمق و از تجمع پوسته آهکی ریزیاخته های شناور و بقایای جلبک های آهکی شکل می گیرد. الف) یک سنگ آهک نرم، خالص، خاکی، با بافت ریز، معمولاً سفید تا خاکستری روشن یا نخودی با منشأ دریایی که تقریباً بطور کامل (99%-90) از کلسیت ساخته شده است و عمدتاً بوسیله تجمع آب کم عمق پوسته های آهکی میکروارگانیسم های معلق (اکثراً فرامنیفرها) و همچنین از بقایای گرد یا آرد شده جلبکهای آهکی (مانند کوکولیتها و رابدولیتها) تشکیل شده است. این سنگ ممکن است شامل بقایای آمونیت ها، خارپوستان و پلسی پودها و ندول های چرت ویبریت باشد. بیشترین انواع گل های سفید متعلق به عصر کرتاسه می باشد. مترادف: creta ب) یک کربنات کلسیم سفید خالص (یا تقریباً خالص) طبیعی، که به ذرات پودری یا خرده ریزه ای شکسته می شود. ج) سنگ گچ. ریشه کلمه: انگلیسی قدیمی cealc سیلک. از کلمه لاتین calx به معنای آهک.
[نساجی] گچ - نوعی کاغذ نقشه کشی
[کوه نوردی] گچ (پودر) سنگنوردی
[خاک شناسی] گل سفید
[آب و خاک] گچ، گل سفید
[نساجی] راه راه های باریک با رنگ روشن در طرح پارچه
[زمین شناسی] آهکهای کربنات داری که در اثرتماس با آب ، آبکی می گردد.
[عمران و معماری] نرم آهک منیزی دار
[عمران و معماری] نرم آهک رسدار
[عمران و معماری] نرم آهک دردانه ای
[نساجی] صابون خیاطی

معنی کلمه chalk به انگلیسی

chalk
• white limestone; object which is made of limestone (or something which resembles limestone) and is used for writing on blackboards or slates
• write or mark with chalk
• chalk is soft white rock. you can use small pieces of it for writing or drawing with.
• chalks are small pieces of chalk used for writing or drawing with.
• if you chalk something, you draw or write it using a piece of chalk.
• if you chalk up a success, you achieve it.
by a long chalk
• by a long way; by a large amount
french chalk
• talc used on cloth by tailors to make marks on cloth; talc that cleaners use for removing grease stains from clothes

chalk را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
گچی شدن
احسان ا
گچ برای تخته سیاه
Zahra
گچ میشود همین
Sarah
با گچ ضد آب درزگیری کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی chalk
کلمه : chalk
املای فارسی : چاک
اشتباه تایپی : زاشمن
عکس chalk : در گوگل

آیا معنی chalk مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )