برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

centrifuge

/ˈsentrəˌfjuːdʒ/ /ˈsentrɪfjuːdʒ/

معنی: ماشینکره گیری، تفکیک کردن
معانی دیگر: دستگاه مرکز گریز (با چرخش موجب جداسازی ذرات دارای چگالی مختلف می شود: مثلا ماشین کره گیری از شیر)، میانگریزه

بررسی کلمه centrifuge

اسم ( noun )
• : تعریف: a machine that uses centrifugal force to separate materials of different densities.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: centrifuges, centrifuging, centrifuged
مشتقات: centrifugation (n.)
• : تعریف: to subject to, or separate (materials of different densities) by, the action of a centrifuge.

واژه centrifuge در جمله های نمونه

1. Sedimenting particles in the horizontal-head centrifuge must travel the entire length of the liquid in the tube.
[ترجمه ترگمان]ذرات Sedimenting در سانتریفیوژ در سطح افقی باید طول کل مایع درون لوله را طی کنند
[ترجمه گوگل]ذرات رسوب شده در سانتریفوژ افقی سر باید کل طول مایع را در لوله حمل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A modern founder would probably use a centrifuge for such a complicated casting.
[ترجمه ترگمان]یک بنیانگذار جدید احتمالا از یک سانتریفیوژ برای چنین ریخته‌گری پیچیده استفاده می‌کند
[ترجمه گوگل]یک بنیانگذار مدرن احتمالا از یک سانتریفیوژ برای چنین ریخته گری پیچیده استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A planned centrifuge science facility also is in jeopardy.
[ترجمه ترگمان]یک مرکز علوم سانتریفیوژ برنامه‌ریزی‌شده نیز در خطر است
[ترجمه گوگل]یک مرکز تحقیق سانتریفیوژ نیز در معرض خطر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Additionally, when a horizontal-head centrifuge stops. the tubes fall from the horizontal to the vertical position.
...

مترادف centrifuge

ماشینکره گیری (اسم)
centrifuge
تفکیک کردن (فعل)
disconnect , partition , part , separate , break up , centrifuge

معنی centrifuge در دیکشنری تخصصی

centrifuge
[شیمی] 1- دستگاه مرکز گریز (با چرخش موجب جداسازى ذرات داراى چگالی مختلف می شود: مثلا ماشین کره گیرى از شیر)، میانگریزه 2-تحت تاثیر نیروى مرکز گریز قرار دادن3-مرکز گریز
[عمران و معماری] دستگاه گریز از مرکز - گریز از مرکز
[نساجی] سانتریفوژ - دستگاه گریز از مرکز - سانتریفوژ کردن - آبگیری از منسوجات با روش گریز از مرکز
[ریاضیات] دستگاه مرکز گریز، گریز از مرکز
[معدن] سانتریفوژ (عمومی فرآوری)
[نفت] دستگاه گریز از مرکز
[پلیمر] مرکز گریز
[عمران و معماری] رطوبت معادل گریز از مرکز
[زمین شناسی] رطوبت معادل گریز از مرکز ، رطوبت معادل
[نفت] سانتریفوژ
[نساجی] سانتریفوژباسرعتزیاد

معنی کلمه centrifuge به انگلیسی

centrifuge
• machine which separates substances of different densities
• subject to centrifugal action, draw away from a center, spin on an axis to separate liquids
• a centrifuge is a machine that uses centrifugal force to separate different substances.

centrifuge را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

🖤MANI🖤
گریزانه
Dark Light
A centrifuge is a device that uses centrifugal force to separate various components of a fluid. This is achieved by spinning the fluid at high speed within a container, thereby separating fluids of different densities or liquids from solids
گریز از مرکز



Centrifugal force : نیروی گریز از مرکز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی centrifuge

کلمه : centrifuge
املای فارسی : کنتریفوگ
اشتباه تایپی : زثدفقهبعلث
عکس centrifuge : در گوگل

آیا معنی centrifuge مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )